یکم فروردین سال گذشته سید محمد خاتمی، آخرین پیام نوروزی خود در لباس ریاست جمهور مردم ایران را به ملتش ارائه داد.
بیاد می آورم فشارهای متعدد دوره نخست ریاست جمهوریش را و آنگاه که در تصمیم برای شرکت در دوره دوم آن، چنین زمزمه نمود :
در عاشقی، گریز نباشد ز سوز و ساز استاده ام چو شمع، مترسان ز آتشم
و هشت سال پر تلاطم او با حوادثی آزار دهنده چون ترور سعید حجاریان، حوادث کوی دانشگاه، کنفرانس برلین، استیضاح عطا الله مهاجرانی، قانون مطبوعات، قتلهای زنجیره ای، حواشی پر سر و صدای انتخابات مجلس هفتم و کشمکشهای متعدد پرونده هسته ای ایران، به انتها رسید.

و امسال پیام نوروزی دیگر، از رئیس جمهوری دیگر …..
بی مناسبت ندیدم امروز پیام سال پیش رئیس جمهور عزیزمان را مروری دوباره کنیم، که او مردی بود با نگرشی بسیار متفاوت نسبت به جماعتی که از آن برخواسته بود!
شاید بتوان گفت نگاه این مرد با عبای شکلاتی ، کمی برای زمانش سنگین بود. اما می دانم تاریخی که من و امثال من… نگارنده های کوچکی از آن هستیم، هماره از او به نامی نیک یاد خواهد نمود.
خاتمی عزیز. پدر بزرگوار نسل من…فرارسیدن بهار را به تو تبریک گفته و در هر جایگاهی که هستی خداوند یار و نگهدارت باد.
پیام ویژه نوروز سال 1384 آقای خاتمی رئیس جمهور مردم ایران :
"بسم الله الرحمن الرحيم
بهار فصل رويش است و باليدن و شادابي و شكوه و ترنم آبشار و عطر شكوفه و جلوهگاه زندگاني، كه تا در قامت بلند انسان تجلي يابد؛ جهان آفريده شده است.
بهار فصل ايمان به مهرباني و كفر به نفرت و مرگ و ويراني است. و اينك بهاري ديگر از راه ميرسد؛ در حالي كه نبوغ ايراني را در تعيين روز اول آن با نام بلند نوروز كه عين اعتدال است؛ به نشانه آغاز سال ميبينيم. در اين بهار پرطراوت، بر گلبرگ گونه كودكان ايراني بوسه ميزنم و دس تو بازوي جوانان پرنشاط و نگران، ولي اميدوار ايراني را ميفشارم و به هر ايراني در همه جا درود ميفرستم. ايران عزيز، بهار و پاييز فراوان ديده است؛ چنانكه همه آفرينش! ولي بهار اميد هيچگاه در دل ما به پاييز نرسيده است. جان گرم ايراني كه روزگاري تمدني بزرگ آفريد، در پرتو آفتاب درخشان اسلام تابناكتر شد و چون چلچراغي در رواق انديشه و فرهنگ بشري درخشيد. و شگفتا كه ايراني، اسلام را به گونهاي پذيرا شد كه با روان بلند او سازگارتر است. او اسلام خرد و مهر و زيبايي را در چهره خاندان پيامبر- كه درود خدا بر آنان باد- يافت كه با همه مظلوميت، همواره جانب ستم ديدگان تاريخ را گرفتند و سرود داد و آزادگي و خردورزي را در گنبد گيتي نواختند. در اين ارادتمندي سني و شيعه، فارس و كرد و لر و بلوچ و ديگر اقوام ايراني همراهند و بالاتر، كدام كليمي و زرتشتي و مسيحي ايراني را سراغ داريد كه بر آستان علي و حسين (ع) سر تعظيم فرود نياورد؟
ايراني در كوره جان جهان افروز خود حتي توانسته است خشونت برهنه مهاجمان سنگدل را آب كند و آن را در خدمت زيبايي، ادب و هنر و انديشه فاخر خود بگيرد. امروز نيز ايراني ميتواند و بايد با نام خدا و براي آزادي و پيشرفت و عدالت، بار ديگر با تاريكي، بيداد و فزون خواهي و خشونت و واپس گرايي در افتد. و چنين باد!
همه روزتان نوروز و نوروزتان جهان افروز باد.
سيدمحمد خاتمي
2
![]() |
