تبليغاتX
شب تنهائیم
.:: اتحاد شوروی در ربع چهارم دایره مثلثاتی!!::.

 

تاریخ سیاسی جهان، 11 مارس 1985 را روزی در تغییر چهره موازنه های قدرت دنیا می بیند. میخائیل سرگئیویچ گورباچف، پس از فوت کنستانتین چرنینکوی 73 ساله، به عنوان هفتمین دبیرکل حزب کمونیست و صدر هیئت رئیسه اتحاد جماهیر شوروی منصوب شد. انتصابي كه سرآغاز يكي از بزرگترين و شگرف ترين تغييرات در تاريخ معاصر و حتي جريان تاريخ تمدن بشري بود و شوروی را در ریع چهارم دایره مثلثاتی در حرکت به سمت نقطه صفر و اضمحلال کمونیسم قرار داد.

در آينده به تفضيل بيشتر به جزئيات و شرايط و جو حاكم بر اتحاد جماهير شوروي و تبعاتي كه اين فروپاشي در دو وجه مثبت و منفي بر اركان اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري هاي خودمختار تشكيل دهنده شوروي گذارد و نيز حوادث پس از آن در كشورهاي تحت الحمايه شوروي خواهم پرداخت.  

 

میخائیل سرگئیویچ گورباچف،  در دوم مارس 1931 در پریولنویه، روستائی نزدیک استاوروپول، متولد شده و عملا نخستین دبیر کل حزب کمونیست متولد  پس از انقلاب اکتبر 1917  روسیه تزاری بود. وی در دانشکاه مسکو حقوق خوانده و در سن 21 سالگی به عضویت حزب کمونیست در آمده بود. پس از این در سال 1966 و در سن 35 سالگی موفق به دریافت مدرک اقتصاد کشاورزی از انستیتوی اقتصادی مسکو شده و در سال 1970 بر همین پایه دبیر اول کشاورزی حزب شده بود. سال 1971 نخستین سال عضویت او در کمیته مرکزی حزب بود. وی در سال 1979، به عضویت دفتر سیاسی در آمده و در آنجا از یاران نزدیک یوری آندروپف ریاست وقت کا.گ.ب (سرویس اطلاعاتی شوروی) بود.

پس از به قدرت رسیدن کوتاه مدت آندروپوف (با مرگ زودهنگامش جایش با چرنینکو داد)، او دستیار رهبر جدید بود.  پس از فوت آندروپوف و آغاز دوره کوتاه سیزده ماهه چرنینکو، او در حلقه دوستان رهبر جدید نیز قرار داشت و پس فوت اين رهبر بود که هیئت رئیسه حزب، به واسطه از دست دادن دو رهبر حزب در مدت زمان کوتاهی به واسطه کهولت سن، تصمیم بر انتخاب فرد جوانتری برای رهبری شوروی گرفتند.

گورباچف  به واسطه مسافرتهای متعدد به کشورهای غربی، در زمان تصدی پست های بالای حزب، دیدگاهی نرم تر نسبت به سایر سردمداران حزب داشته و از ابتدا، در صدد کاهش ارتفاع دیوار آهنین شوروی کمونیستی بود. شاید بتوان نخستین جرقه های آن را حتی دو روز پس از انتصاب و در جریان تشیع جنازه چرنینکو دید. پس از این مراسم بود که او یکی از نخستین دیدارهای رسمیش پس از به قدرت رسیدن، با جرج بوش (پدر)، معاون رونالد ریگان انجام داد. طی این دیدار، این دو قرار های بعدی دیدار وی با ریگان را گذاردند.

در سال 1986 وی نخستین برنامه های اصلاحات خود را در سه محور، گلاسنوست( باز بودن)، پروستریکا (دوباره سازی کردن) و اسکورین (شتاب در زیر ساختهای اقتصادی)، ارائه داد. وی پروستاریکا را به امید افزایش سطح زندگی شهروندان روسی ارائه داد که شامل اصلاحات و تغییراتی بود که غالبا بدعت هایی در تاریخ اتحاد جماهیر شوروی محسوب می شدند. از جمله مهمترین آنها، می توان به امکان مالکیت خصوصی رستوران ها، مغازه ها و بنگاه های بسیار کوچک اقتصادی اشاره کرد.

از جمله اصلاحات در محور گلاسنوست، اعطای آزادی بیان بیشتر به رسانه های گروهی بود. جراید برای نخستین بار در تاریخ این کشور، امکان یافتند از دولت انتقاد کنند. مردم نیز جرئت را پیدا کردند که بتوانند نظرات سیاسی خود را، ولو مغایر با منویات حزب کمونیست به زبان آوردند.

از جمله حوادث مهم دیگر دوران وی، می توان به خروج نیروهای شوری در سال 1988 از افغنستان اشاره کرد. ارتش شوروی از سال 1979، در حمایت از رژیم کمونیستی حاکم بر افغانستان، در این کشور پایگاه نظامی داشته و نیرو مستقر ساخته بود. خروج این نیروها و  شدت گرفتن جنگهای مجاهدین افعانی، منجر به سقوط دولت نیمه نظامی ژنرال نجیب الله در افعانستان شد.

اگر چه مردم افعانستان از آن پس، تا حمله نظامی آمریکا در 2003، به واسطه هرج و مرجهای مختلف و جنگهای بسیار خونین داخلی، روی آرامش را ندیدند.

سال 1988، سال آغاز سقوط بلوک شرق در معادلات سیاسی جهان نیز بود. گورباچف در این سال، با اعلام لغو دکترین برژنف که مبنی بر عدم امکان تصمیم کشورهای عضو پیمان ورشو در سیاستهای خارجی خویش بود، عملا خودمختاری نسبی را در تصمیم گیری ها، به کشورهای پرو شوروی که بدنه اصلی پیمان ورشو  را تشکیل می دادند، اعطا نمود و مقدمه سقوط دولتهای کمونیست در این کشورها شد. شاید بتوان گفت، پیامد این تصمیم بود به در سال 1990 عملا دولت کمونیستی در این کشورها وجود نداشته و پیمان ورشو، خود به خود به تاریخ پیوسته بود.

نتیجه آزادی های بیان و افکار در اصلاحات گلاسنوست بود، که جنبش های ملی و گاهآ مذهبی، در قومیتهای متعددی که اتحاد جماهیر شوروی را تشکیل می دادند، فرصت اعلام وجود یافتند. اتحاد جماهیر شوروی که از جمع جمهوری های متعدد با نژادهای مختلفی چون روس ، مغول، تاتار، ترکمن، اسلاو، گرجی، ترک، ارمنی و .... تشکیل شده بود، اینک شنونده خواست خودمختاری بیشتر در سرزمین هایی بود که این اقوام، اکثریت جمعیتی آن را تشکیل می دادند. همچنین جمهوری های حاشیه دریای بالتیک چون استونی، لتونی و لیتوانی که در دوره استالینیسم، به زور سرنیزه کمونیستها، جزوی از خاک شوروی شده بودند، زمزمه  استقلال سر داده بودند.

گورباچف، جهت جلوگیری از هم پاشیدن ابرقدرت بزرگ جهان که وی میراث دار آن از دیکتاتورانی چون، استالین و لنین بود، پیشنهاد معاهده جدید از اتحاد را در یک شوروی دموکراتیزه ارائه داد.

در همین اوان، عده ای از ژنرال های بلند پایه ارتش سرخ که هنوز به پایه های اصلی کمونیست استالین و لنین وفادار مانده بودند، جهت جلوگیری از سقوط قریب الوقوع تمامیت ارضی اتحاد جماهیر شوروی، در آگوست 1991 (28 مرداد 1372 )،کودتایی را برپا ساختند که پس از سه روز عملا با شکست مواجه شد.

نهایتآ، گورباچف که پس از این کودتا، هر گونه فعالیت حزب کمونیست را ممنوع اعلام کرده بود، در رویارویی با رقیب خود، بوریس یلتسین (رئیس جمهور جمهوری روسیه)، تن به شکست داده و در دسامبر 1991 استعفا داد. با استعفای وی، عملا دیگر اتحاد جماهیر شوروی وجود نداشت. اگر چه بعدها فدراسیونی با عنوان جامعه کشورهای متحد مشترک المنافع تشکیل شد، اما هر یک از جمهوری های سابق شوروی اینک، کشوری مستقل با نماینده ای جدا در مجامع بین المللی بودند. شاید ذکر مثال گرجستان که پس از استقلال- رئیس جمهور دمکرات امروز و کمونیست دو آتشه دیروز ادوارد شوارد ناتزه را به خود دید که زمانی وزیر امور خارجه دولت گورباچف بود، مثالی بارز از این همه تغییرات بنیادین باشد.

به هر تقدیر، طی 6 سال، تمامی دیوار آهنینی که طی قریب به 70 سال در شوروی برپا شده بود، فرو ریخت. موازنه های قدرت در جهان به سرعتی باورنکردنی عوض شد و امروزه تقریبآ جز در چند کشور (چین و کوبا)، کمونیسمی موجودیت ندارد. شاید اصولآ  آموزه های کارل مارکس بر اثر تصادفاتی چون جنگ دوم جهانی، این چنین در اروپای شرقی همه گیر شد. اما به هر حال امروز، تفکرات چپ را می توان در شکلی اصلاح شده، در اسکاندیناوی و برخی کشورهای اروپائی دید که انگاره های مثبت آن، در جهت بالا رفتن سطح رفاه و تامین اجتماعی برای قاطبه مردم این کشورها، به کار گرفته شده است.

 

 

                                  میخائیل سرگئیویچ گورباچف
                                        میخائیل سرگئیویچ گورباچف

 

 منابع : دایره المعارف ویکی پدیا و تاریخ ایران در چنین روزی

 

+ نوشته شده در یکشنبه 21 اسفند1384ساعت 16:36 توسط کوروش |