تبليغاتX
شب تنهائیم
.:: کوروش کبیر ::.

 

بر آن شدم در چند قسمت به تاریخچه ای گذرا از نخستین پادشاه ایران، کوروش کبیر بپردازم. چرا که وی با عنوان مبدع حقوق بشر در تاریخ بشریت شناخته شده و حتی بسیاری از دیدگاههای وی، در هزاره سوم میلادی نیز به مرحله عمل نمی رسد. او از افتخارات ایران است و منشور حقوق بشر او سندی بر تمدن و فرهنگ بسیار بالای ما ایرانیان است.

 

قسمت آخر (ادامه مطلب تدوینی در ۱۳ اسفند ۸۴ )

 

او ملکه ماساژت را خواستگاری می کند. این امر ملکه را بسایر گران میاید و جوابی بسیار توهین آمیز می دهد. کوروش لشکر کشی آغاز می کند و جنگی درمی گیرد. پسر ملکه دراین جنگ دستگیر شده و خودکشی می کند.و.... طی این سلسله جنگهاست که کوروش مجروح و در نهایت فوت می کند.  

در خصوص قتل کوروش در این سلسله جنگها، تعابیر مختلفی موجود است. اما آنچه مورخین را بر مرگ او متفق داشته است، وفاتش طی جنگ با قوم ماساژت است.

در زمان مرگ او، ایرانیان بر چهار گوشه عالم، از سمت شرق تا اقیانوس هند، از سمت غرب تا کرانه های مدیترانه، سوریه و فلسطین، از سمت شمال کرانه های دریای خزر (سکاها که در تمام طول مدت فرمانروایش با آنها در جنگ و گریز بود، در منطقه گرگان کنونی می زیستند) و جنوب به کرانه های خلیج همیشه فارس، استیلا یافتند.

او با انسان دوستی که داشت، هرگز فتوحات و کشورگشائی هایش را مبنایی بر قتل، غارت و چپاول نگذاشت و در زمانی که آقا مجمد خان قاجار، بیش از 2000 سال بعد، خود با افتخار، آخرین جفت چشم را نیز از کاسه درآورده و در کشور خود، با ایجاد بیست هزار نابینا، کرمان را به شهر بی چراغان معروف می کند، کوروش کبیر در فاصله دورترین نمدنها تا ایران، سربازان خود را مجبور به احترام به دین مردم انجا می کند. در حالی که خود پیرو آئین زرتشت بوده و یکتا پرست بود.  

کوروش طی فتح بابل، یهودیان که سالها به عنوان برده بودند، را به پرداخت مبالغ بالائی زاد سفر، رهسپار ارض موعود میکند و تا امروز نیز، مورد احترام این قوم همیشه آواره بوده  است. شاید بد نباشد، از آدلف هیتلری یاد کنیم که دو هزار سال بعد، با ادعای بسیار بالای آریایی نژاد بودن، آن هم در اروپای مدعی حقوق بشر، و با همه تعابیر مختلف از عدد کشتارهای او، بی شک یکی از به نام ماندنی ترین آزاردهندگان این قوم بوده است.  

جالب این است که کوروش با پس زمینه های  اعتقادی بالایی  که از زرتشت دارد، بر مزار خود نقش این جمله را سفارش و وصیت نموده است :

"ای انسان هر که باشی و از هر کجا که بیایی، زیرا که می دانم خواهی آمد، من کوروش هستم که برای پارسیان این دولت وسیع را بنا کردم. پس بدین مشتی خاک که تن من را می پوشاند رشک مبر "

 

از جمله موضوعات دیگری که همواره در خصوص کوروش، محل بحث بوده، تشکیک بر سر عبارت ذوالقرنین است که در قرآن ذکر شده و اقوایل بسیار بر این بوده که او کسی جز کوروش کبیر نیست. آیا چنین است؟ 

خداوند در آیه ۸۳ سوره کهف چنین می گوید: "و یسالونک عن ذی القرنین قل سائلو علیکم منه ذکرا"

ظاهرا از متن آیه و ترجمه آن ، چنین بر می آید که پیش از نزول اسلام نیز در فرهنگ عوام اعراب، نام ذوالقرنین وجود داشته است که مردم از پیامبر در خصوص ان می پرسیده اند.

آنچه از آیه بر میآید، این است که ذوالقرنین، مردی با کلاهی دو شااخ به سر بوده است، که از بندگان نیک خداوند بوده و با قدرتی که خداوند به او اعطا کرده، قدم در راه اشاعه نیکی در جهان گذارده و به فرموده قرآن، به واسطه سلطنت و برتری، خیر این جهان و نیکی و نیک مردی، خیر آن جهان را بدست اورده است، به جماعتی ستمکار در مغرب برخورده است و آنها را عقوبت داده است. در عین حال سدی میان دو کوهبنا نموده، که دو کوه به همراه آن، مجموعه دیواری استوار و محکم شده اند. این سد، از آهن ساخته شده است. بر اساس همسن آیه، او عمری بلند داشته است.

مورخین در خصوص شخصیت ذوالقرنین، نظر به سرداران و فرمانروایان متعددی داشته اند، که از جمله آنها میتوان به اسکندر مقدونی،  اشاره نمود.

اسکندر، بنا بر اتفاق همه مورخین در سنین زیر چهل از دنیا رفته است، و اینکه سد آهنینی  که دراین آیه، بدان اشاره شده است، بنا بر نظر مورخین، سدی است که جهت جلوگیری از نفوذ اقوام  یاجوج و ماجوج (در حوالی دریای خزر می زیسته اند) به سرزمین ماد، در محلی به نام تنگه داریال کشیده شده است. بنا بر گفته ها، این سد هنوز هم موجود است و به آن دمیر قاپو یا دروازه آهنین گویند. از طرفی، در این آیه، ذوالقرنین فردی یکتا پرست معرفی شده است که اسکندر مقدونی فاقد این خصیصه بود. در خصوص انتساب ذوالقرنین به شخصیتهای مختلف در فرهنگها و تمدنهای متعدد، نظرات متعددی وجود دارد که جهت مشاهده تمامی انتسابات و ادله رد یا تردید آن، اینجا را کلیک کنید .

در نهایت موضوع بدین جا ختم می شود، که شادروان حضرت آیت الله العظما سید محمد حسین طباطبائی در،  تفسیر المیزان، ذوالقرنین را کوروش کبیر می داند.

فارغ از تشکیکات در شخصیت ذوالقرنین، مورخین مختلف در ادوار مختلف تاریخ، نظرات بدون استثنا، ستودنی از وی و تمدن پارسی دارند که اشارات جمع آوری شده از برخی مورخین، چنین است :

 

گزنفون می گوید: کوروش سطوت و رعب خود را به تمام روی زمین نشان داد به طوری که همه را مات و مبهوت ساخت و حتی یک نفر جرات نداشت از حکم او سرپیچی کند و نیز توانست دل های مردمان و قلوب ملل را طوری فریفته ی خویش سازد که همه می خواستند جز اراده ی او کسی بر آن ها حکومت نکند.

کنت کو بینو، مورخ و سیاستمدار قرن نوزدهم فرانسه، درباره ی کوروش می نویسد: او هیچ گاه نظیر خود را در جهان نداشته، این یک مسیح بود و مردی که درباره اش تقدیر مقدر داشته بود باید برتر از دیگران باشد. او یک انسان کامل و یک راد مردی بود که به حکم تقلید باید برتر از دیگران باشد.

هردوت گوید:کوروش پادشاهی بزرگوار، بخشنده و آسان گیر بود و مانند دیگر خسروان ایران به مال و منال علاقه نداشت، داد ستمدیدگان می داد و خیر خواهی مردم را می خواست.

 

آنچه بیش از نظرات تمامی مورخین طول تاریخ، موضوع احترام و افتخار کوروش کبیر را برای ما ملت ایران، بزرگ تر می سازد، این است که منشور (فرمان) کوروش کبیر، امروزه ارجح بر هر قانون حقوق بشری در دنیاست. زمانی که هنوز قریب  به دوهزار سال، به کشف رسمی قاره آمریکا و تشکیل ایلات متحده آمریکا، با آن همه جنگهای داخلی مانده بود، ایرانیان واضعین قوانین حقوق بشر بوده اند. امروزه نمونه ساخته شده، منشور حقوق بشر کوروش کبیر، به عنوان یک فرمان جهانی در سازمان ملل متحد، مظهر صلح، عدالت و برادری انسانها با یکدیگر است. مجسمه تندیس کوروش کبیر و لوحی نوشته شده از سوی شهرداری سیدنی، در پارک ویژه المپیک سیدنی، یکی از مضامین این المپیک است. المپیک که نمادی از صلح و انسان دوستی، برادری و مروت میان ملل مختلف جهان است.   

ناگفته ها در خصوص این ابر مرد بزرگ جهان بسیاراست. تدوین سطر سطر این پژوهش، رعایت امانت و تطبیق در صحت مندرجات آن، مرا ناگزیر از کند و کاو و جستجوی بسیار نمود. طی این جستجو، بیش از پیش عظمت این مرد و افتخار او برای همه ایرانیان، بر این حقیر هویدا گشت. نامه های الکترونیکی متعددی به آدرس این جانب ارسال شد، که باب جدید از دوستی را در میان شما عزیزان، برایم گشود. ازهمه این دوستان جدید، سپاسگذارم و آرزومند موفقیت همه ایرانیان در گوشه گوشه دنیا هستم.

امیدوارم نسل ما نگاهبان خوبی برای حفظ آثار بجا مانده از نیاکانمان باشیم و این امانت را در تنگه بلاغی،  به بهانه سازندگی دیگری نظیر سد سیوند، نابود نکنیم.

می روم تا پس از این، برگ  دیگری از تاریخ پرفراز و نشیب کشورم را ورق بزنم، جائی بگریم و جائی  افتخار کنم. کشوری که امیدم این است، از این پس تا ابد تاریخ، روی جنگ و خونریزی نبیند و من، تو و فرزندانمان سازندگان فردای نسلهای پس و پس از آن باشیم.  

به امید کمی بعید آن روز!!!

 

کوروش ش

بیستم اسفند هزار وسیصد و هشتاد و چهار 

2:45 صبح

 

      Kourosh-1
      kourosh-2
      Kourosh-3 
                      بنای بادبود  کوروش کبیر در پارک المپیک سیدنی بر گرفته از وبلاگ پینک فلویدیش

سایر منابع : دایره المعارف ویکی پدیا، مجله اینترنتی فریا، پرشیان تاک و وبلاگ پژوهشهای ایرانی 

+ نوشته شده در شنبه 20 اسفند1384ساعت 3:0 توسط کوروش |