تبليغاتX
شب تنهائیم
.:: کوروش کبیر ::.

بر آن شدم در چند قسمت به تاریخچه ای گذرا از نخستین پادشاه ایران، کوروش کبیر بپردازم. چرا که وی با عنوان مبدع حقوق بشر در تاریخ بشریت شناخته شده و حتی بسیاری از دیدگاههای وی، در هزاره سوم میلادی نیز به مرحله عمل نمی رسد. او از افتخارات ایران است و منشور حقوق بشر او سندی بر تمدن و فرهنگ بسیار بالای ما ایرانیان است.

 قسمت نخست

 

کوروش کبیر که در تمامی تواریخ از او یاد می شود دومین کوروش است و چون نخستین کسی بود که موفق به یکپارچه ساختن سرزمینی شد، که ایران می خوانیمش، از او به عنوان نخستین پادشاه ایران یاد می شود.

چنانچه از دایره المعارف ایرانیکا ، که مرجعی انگلیسی زبان در تاریخ ایران بوده و به همت دانشجویان ایرانی دانشگاه کلمبیای آمریکا ، در حال گردآوری است، بر می آید، نخستین کوروش، حکمران آنشان یا انزان، منطقه ای از تمدن عیلامی ها بوده است. در قرن هفتم پیش از میلاد، این شهر به دست پارسیان افتاد. یافته های باستان شناسی در سال 1349، تپه مالیان در دشت بیضای فارس (36 کیلومتری شمال غربی شیراز) را محدوده این تمدن تخمین می زند.

از سنگ نبشته های دوران کوروش کبیر (کوروش دوم)، چنین بر میآید که وی  از اعقاب کوروش اول بوده است. بنا بر مستندات آن دوران، بنیانگذار سلسله هخامنشیان، هخامنش شاه انشان بوده است که حدود 700 پیش از میلاد می زیسته است. پس از او پادشاهی به نام چپش پیش حکمران آن منطقه شد. پس از او، پسرش کوروش اول، انشان را به سیطره گرفتند.

 پسر کوروش اول کمبوجیه نام داشت که پس از پدر، شاه انشان شد و همو بود که با مادر کوروش کبیر، ماندانا دختر ایشتوویگو پادشاه ماد ازدواج کرد. کوروش ثمره این ازدواج بود.

نام کوروش را ریشه گرفته از عبارت همانند خورشید می دانند. کور از ریشه خور به معنای خورشید و وش به معنای شبیه و مانند است.

مورخین در خصوص تولد او نظرات کمابیش متعددی دارند که برخی به افسانه می ماند. اما ویل دورانت و دکتر حسن پیر نیا با استناد به تاریخ هرودوت، مورخ یونانی چنین عقیده دارند، که شبی ایشتوویگو در خواب میبیند که از بطن دخترش ماندانا، آنقدر آب بیرون میتراود که تمام همدان، ماد و آسیا را به زیر خود فرو برد!!. منجمین دربارش چنین تعبیر نمودند که ماندانا پسری خواهد زائید که تمامی امپراطوری او یعنی ماد واقع در هگمتانه (همدان امروزی) را در زیر نگین خود خواهد گرفت.موضوع او را به وحشت می اندازد و برآن می شود دخترش را به نجیب زاده ای غیر از بزرگان ماد بدهد تا مانع از قدرت گرفتن سایر بزرگان ماد گردد. بر اساس این تفکر، ماندانا به عقد کمبوجیه که چنانچه اشاره شد پسر کوروش اول بود، درمی آید. پس از مدتی ماندانا باردار می شود و این بار ایشتوویگو در خواب میبیند که از بطن ماندانا درختی میروید که تمامی آسیا را می پوشاند. این بار نیز منجمان مژده می دهند که نوه دختری او پادشاه بزرگی در جهان خواهد شد. این موضوع او را به وحشت از دست دادن تاج و تخت خود می اندازد و برای معدوم ساختن این نوزاد در راه، از ماندانا که اینک ملکه  انشان شده است می خواهد که برای دیدار با پدر و خانواده، به هگمتانه بیاید........    

 

 

ادامه این مبحث را فردا شب بخوانید 

جهت مطالعه قسمت دوم به لینک آن در حاشیه سمت راست وبلاگ در "فهرست گزيدة مطالب" مراجعه کنید . 

 

سایر منابع :  دایره المعارف ویکی پدیا

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 10 اسفند1384ساعت 21:19 توسط کوروش |