تبليغاتX
شب تنهائیم
.:: مانیسم اقتباسی جهانی از تفکر ایرانی ::.

 مانی فیلسوف، اندیشمند و مصلح بزرگ ایرانی در 26 چنین روزی یعنی  فوریه 277 میلادی پس از پنج ماه زندان، به قتل رسید . بی مناسبت ندیدم که در چند سطر و به شکلی گذرا به فرازهایی از زندگی او بپردازم.

وی همچون بودا، از خانواده ای اشرافی که از منسوبان سلسله اشکانیان بودند، در حدود سالهای 215 یا 216 میلادی متولد شد. خانواده وی، قومی در منطقه ای ازهمدان کنونی بودند که بنا بر دلایل نامعلومی به بابل در بین النهرین کوچیدند.

مانی با ادیان زرتشت، بودا، مسیحیت  و مذهب مرقیون که در ناحیه بابل (بین النهرین) رواج داشت، آشنائی کامل داشت . او در راستای جویندگی حقیقت سفری طولانی به هند داشت و نهایتا مکتبی را بنیان نهاد که مشترکات بسیار با زرتشت و مسیحیت و بودا داشت. وی پس از بازگشت از این سفر، خود را قارقیط که پیش از این ظهورش را مسیح بشارت داده بود، خواند.

مانی منبع وجود و آغاز جهان را منبعث از دو اصل خیر و شر می دانست. خداوند نماینده نیکی و خیر و هیولا مظهر شر و بدی است. در راستای همین دو منبع، دو نیرو وجود دارد. نخستین آنها، پدر عظمت (سروشاو) است که  او را زروان خوانده است. زروان پنج مقام دارد که مانی آنها را پنج ائون نامیده است و عبارتند از : ادراک، عقل، تامل، فکر و اراده . خدای دوم در مقابل خدای نخست، ظلمت است که او نیز صاحب پنج عنصر ظلمانی یعنی دخان (مه)، آتش مخرب، باد مهلک، آب گل آلود و ظلمت است.     

وی هفت مهر را برای انسان قائل شده است که چهار مهر مربوط به امور معنوی و سه مهر دیگر مرتبط با اعمال شخصی است و عبارتند از :

 

  • اهتراز از سخنان کفر آمیز و ناپاک
  • اجتناب از عمل یا پیشه ای  که برای انوار جهان مظر هستند
  • پرهیز از شهوات و آرزوهای پلید

وی جامعه مانویان را مرکب از پنج طبقه می دانست که عبارت بودند از طبقه اول که 12 پیامبر هستند (فریشتگان )، طبقه دوم که 72 تن اسقف هستند (اسپسگان)، طبقه سوم که 360 شیوخ هستند (مهستگان)، طبقه چهارم که برگزیدگان هستند (ورزیدگان) و طبقه پنجم که مردم عادی یا سماعون هستند( نیوشاگان) . طبقه چهارم و پنجم از حیث تعداد جمعیت نامحدود هستند. وی زندگی رهبانی همچون کشیشان را برای طبقه چهارم قائل بوده و در نقطه مقابل آن ساختار زندگی عادی به جز هفت مهر را برای نیوشاگان مباح است.

پرداخت زکات و ادای هفت روز روزه در هر ماه و چهار بار نماز در هر بیست و چهار ساعت از واجبات مانیسم است.

نخستین کسی که مانی دین خود ر بر وی عرضه داشت، شاپور پسر اردشیر بابکان بود. وی مکتب او را پذیرفت و 10 سال بر مکتب او ماند. نهایتا همچون اکثر مصلحین و فرهیختگان، قربانی حسادت اطرافیان شاه، درباریان و روحانیون زرتشتی قرارگرفته و شاپور بر اثر سمپاشی های این گروه از مانیسم خارج شد. . وی پی از خروج شاپور از مانیان، برای تبلیغ مکتب خود رهسپار آسیای مرکزی، هندوستان و چین شد. از این روست که مانیسم هنوز هم در این بلاد پیروانی داشته و بقایای تبلیغات وی امروزه نیز در منطقه تبت موجود است.

پس از درگذشت شاپور، وی به ایران بازگشت و در ایران به تبلیغات خود ادامه داد تا اینکه در دوران حکومت ورهام اول به دربار احضار شده و پس از مناظره ای با روحانیون زرتشتی، به اتهام خروج از دین زرتشت به زندان افتاد. چنین گفته می شود که وی پس از تحمل پنج ماه شکنجه، درگذشت. 

     

 مراجع  : جلال افشار دوهفته نامه الکترونیکی شرقیان سال اول- شماره هجدهم - ۲۱       اردیبهشت ۸۴

سایت اینترنتی  تاریخ ایرانیان در چنین روزی

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه 7 اسفند1384ساعت 20:31 توسط کوروش |