دهمین جشن خانه سینمای ایران، هفته گذشته در تالار وحدت برگذار شد و اهالی سینما، در این رویداد از نگاهی حرفه ای و صنفی برگزیدگان امسال خود را اعلام نمودند. این رویداد کمی متفاوت با جشنواره فیلم فجر بوده و شکلی صنفی تر و حرفه ای تر دارد. شاید از همین روی است که غالبا منتخبین آن با جشنواره فیلم فجر متفاوت هستند.
اما آنچه مرا به تدوین این پست، ترغیب نمود، هنرمندی است که پس از بیست و اندی سال سابقه حرفه ای بازیگری، امسال و برای نخستین بار در طول زندگی کاریش موفق به دریافت جایزه ای در این سطح شد. بازیگری که برخی از فیلمهای او در زمان خود بسیار پیشرو بودند. برای من که اوج سینما رفتنم در دهه شصت بود، و غالبا از کلاس معلمین خسته کننده مدرسه ( با اراجیف تکراری گفته شده در این کلاسها ) فرار می کردم، نام و چهره او بسیار آشنا بود. او در این دهه ستاره تیپ جوان مرد در غالب فیملها بود.
این بازیگر کسی نیست جز بیژن امکانیان
بیژن امکانیان با نام اصلی "بیژن امکانیان دهکردی" در سال 1346 با بازی در نمایش "کلوخ" به دنیای صحنه و پرده معرفی شد. نخستین تجربه سینمائی او به سال 1359 و در فیلمی با عنوان " آفتاب نشین ها " به کارگردانی مهدی صباغ زاده بود. اما شاید بتوان نقطه عطف زندگی حرفه ای سینمائی بیژن امکانیان را فیلم "گلهای داوودی" دانست.
شاهکاری به کارگردانی رسول صدر عاملی که در سال 1363 تهیه و اکران شد. فیلمی با موضوعی متفاوت وبازی های ماندگار از بیژن امکانیان، پروانه معصومی، داوود رشیدی و جمشید مشایخی.
امکانیان در نقش پسری نابینا، بازی کم نظیری را به نمایش گذاشت که فکر میکنم هنوز هم سینما رو های آن سالها، "گلهای داوودی" را فراموش نکنند. از جمله شاخصه های دیگر این فیلم، نخستین جایزه بازیگر نقش اول زن در تاریخ جشنواره فیلم فجر بود، که خانم پروانه معصومی به خاطر بازی در "گلهای داوودی" دریافت نمود و نام خود را در تاریخ جشنواره فیلم فجر، جاودانه ساخت.(جشنواره سال 1363، سومین دوره بوده و در 2 دوره قبلی بهترین بازیگر نقش اول زن انتخاب نشد).
جای تعجب است که امکانیان نتوانست از این فیلم جایزه ای دریافت کند. دو روز پس از دریافت بهترین بازیگر مکمل برای فیلم "تقاطع" از دهمین جشن خانه سینمای ایران، امکانیان به برنامه "مردم ایران سلام" دعوت شد. او در این برنامه، عدم دریافت هیچ جایزه ای به خاطر بازی در فیلم "گلهای داوودی" را وابسته به نقشش در این فیلم می داند. اینکه او نقش جوانی عاشق پیشه را در این فیلم بازی نمود و این موضوع با فضای فرهنگی آن سالها چندان سنخیتی نداشت!!!. وقتی فکر می کنم، می بینم طفلکی بیراه نمیگوید. به هر حال این ها طبعات سالهای اول انقلاب بوده و ظاهرا گریبان امکانیان را گرفته است. نقشی که شاید اگر امروز بازی میشد، با توجه به فضای فعلی جامعه ما، بسیار هم مقبول بود!!
جالب اینجاست، که او در دهمین جشن خانه سینما و پس از دریافت جایزه، این موضوع را یادآوری نمود که بیژن امکانیان فیلم "گلهای داوودی"، تا به امروز هیچ جایزه ای از جشنواره سینمائی دریافت ننموده و جمعیت شدیدا با این درد دل او، ابراز احساسات نمودند. وی پس از 26 سال بازی، آنهم در شرایطی که طی سالهای دهه شصت، او و افسانه بایگان ستاره های سینمای ایران بودند، نخستین جایزه را از فستیوالی سینمائی دریافت داشت.

بیژن امکانیان و دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل برای فیلم تقاطع - جشن خانه سینمای ایران، تالار وحدت، ۱۳۸۵. برای دیدن عکسهای بیشتر و سایر نتایج دهمین جشن خانه سینمای ایران اینجا را کلیک کنید .
بخشی از کارنامه هنری این بازیگر که با وجود گذر از سن 50 سالگی هنوز نیز، تیپ جوان را بازی میکند و انصافا هم جوان مانده، به شرح زیر است :
نمایش ها : کلوخ، عاشق شدن سودابه بر سیاوش، جعفر خان از فرنگ برگشته، بر دار کردن حسنک وزیر، آوازه خوان، طاس، لوران زاچیو، تخت حوضی، دندان گراز، ملامن و ایسال.
فیلم ها، نمایش ها و مجموعه های تلویزیونی : ولایت عشق، لبه تیغ، هفت سنگ، جاده های سبز شمالی و روزهای به یاد ماندنی.
فیلمهای سینمائی : آفتاب نشین ها ( مهدی صباغ زاده، 1359 )، پرونده ( مهدی صباغ زاده، 1362 )، سناتور ( مهدی صباغ زاده، 1362 )، گل های داودی ( رسول صدرعاملی، 1363 )، دبیرستان ( اکبر صادقی، 1365 )، گمشدگان ( محمدعلی سجادی، 1366 )، سیمرغ ( اکبر صادقی، 1366 )، صعود ( فریدون جیرانی، 1366 )، شب حادثه ( سیروس الوند، 1367 ) + مشارکت در تهیه، صنوبرهای سوزان ( عباس شیخ بابایی، 1368 )، در آرزوی ازدواج ( اصغر هاشمی، 1369 )، آواز تهران ( کامران قدکچیان، 1370 )، لبه تیغ ( جمال شورجه، 1371 )، راز گل شب بو ( سعید خورشیدیان، 1372 )، دیوانه وار ( کامران قدکچیان، 1373 )، راه افتخار ( داریوش فرهنگ، 1373 )، سال های بی قراری ( مسعود نوابی، 1373 )، در حسرت دیدار ( محرم زینال زاده، 1373 )، فرار از جهنم ( شفیع آقامحمدیان، 1374 )، هفت سنگ ( عبدالرضا نواب صفوی، 1375 )، نابخشوده ( ایرج قادری، 1375 )، خفاش ( علی شاه حاتمی، 1376 )، آخرین نبرد ( حمید بهمنی، 1376 ) و سربازهای جمعه ( مسعود کیمیایی، 1382 ).
برای این بازیگر سینمای کشورمان آروزی موفقیت و بهروزی دارم.
مسعود ده نمکی را از نشریه "صبح" می شناختم تا اینکه به وبلاگش برخوردم و بی اغراق نیست اگر بگویم نوشتارش در وبلاگش، دخلی به ذهنیات عامه جامعه از یالثارات و انصار حزب الله ندارد. .
به طور کلی همواره برای افراد فرهنگی احترام والائی قائلم و مسعود عزیز نیز از این دایره خارج نیست. اگر چه خود مسعود طی مصاحبه ای با روزنامه "صاحب قلم" عقیده دارد که هنوز همان ده نمکی 15 سال پیش است، اما به عقیده من شیوه گردش او در حوزه فرهنگ نشان از برخی تغییرات فکری دارد. افزون بر اینکه کمتر فرد فرهنگی با نگرش ظریف هنری را می توان دید که طی 15 سال هیچ تغییری در جهان بینی خود نداشته باشد. چرا که در آن صورت شاید نوعی غوطه وری در سکون را در او بتوان دید.
به هر تقدیر مسعود ده نمکی فیلم جدیدی در کارنامه سینمائی خود دارد و آن "کدام استقال کدام پیروزی" نام دارد. فیلمی که از ابتدای آن یعنی نامش لحنی کنائی دارد. کدام استقلال؟؟؟ کدام پیروزی؟؟؟ !!!
من هنوز این فیلم را ندیدم اما جالب است برای آشنائی با آن و ذهنیات کارگردان آن سری به وبلاگ مسعود ده نمکی بزنید. بخش عمده ای از مطالب این وبلاگ از ابتدای راه اندازی به حواشی این فیلم می پردازد.
نکته جالب توجه اینکه در طول بازی های جام جهانی آلمان بیش از یک میلیون بار این فیلم از سوی کاربرانی به وسعت محدوده جغرافیایی 30 کشور دانلود شده است.
با این سرعتهای رقت بار اینترنت در ایران منتظر خواهم شد تا نسخه ویدیوئی آن را ببینم. اگر چه متاسفانه ظاهرا به واسطه عدم وجود کپی رایت این فیلم نیز در چرخه بازار سیاه دست به دست خواهد شد.
او هم اینک پس از دو کار مستند داستانس فقر و فحشا و کدام استقلال؟ کدام پیروزی؟، نخستین کار بلند سینمائی خود با نام اخراجی ها که فیلمی در ژانر دفاع مقدس است را در دست تولید دارد.
برای همه فعالان عرصه فرهنگی ایران از جمله مسعود ده نمکی آرزوی موفقیت دارم.
حسب خواست کامیرای عزیز که وبلاگ بسیار زیبا و پرباری داره، تابلوی دیگری از استاد فرشچیان رو در اینجا قرار میدم. خوشحالم که استاد فرشچیان ، مبنای آشنائی من با وبلاگ زیبای کامیرا شد. شاید بد نباشه بنویسم که مدتی پیش استاد محمود فرشچیان از سوی بیش از یک میلیون کودک جهان به عنوان مهربان ترین پدربزرگ دنیا شناخته شد که البته با صورت بسیار مهربانی که ایشون دارن، انتخاب دور از واقعیتی نیست. استاد محمود فرشچیان سایت رسمی دارند که به دو زیان انگلیسی و فارسی مرجع بیوگرافی و آرتوگرافی ایشان محسوب میشه.
برای مشاهده پنج شاهکار دیگر از استاد، لینکهای 1، 2، 3، 4، 5 را کلیک کنید.

![]() |
![]() |