تبليغاتX
شب تنهائیم
.:: نوروز جهان افروز و سید محمد خاتمی ::.

 

یکم فروردین سال گذشته سید محمد خاتمی، آخرین پیام نوروزی خود در لباس ریاست جمهور مردم ایران را به ملتش ارائه داد.

بیاد می آورم فشارهای متعدد دوره نخست ریاست جمهوریش را و آنگاه که در تصمیم برای شرکت در دوره دوم آن، چنین زمزمه نمود :

در عاشقی، گریز نباشد ز سوز و ساز                             استاده ام چو شمع،  مترسان ز آتشم

و هشت سال پر تلاطم او با حوادثی آزار دهنده چون ترور سعید حجاریان، حوادث کوی دانشگاه، کنفرانس برلین، استیضاح عطا الله مهاجرانی، قانون مطبوعات، قتلهای زنجیره ای، حواشی پر سر و صدای انتخابات مجلس هفتم و  کشمکشهای متعدد پرونده هسته ای ایران، به انتها رسید. 

 

   سید محمد خاتمی.... پگاه آهنگرانی و باران کوثری!!

 

                   سيد محمد خاتمي در جشن باشگاه استقلال 

 

 

و امسال پیام نوروزی دیگر، از رئیس جمهوری دیگر …..

 

بی مناسبت ندیدم امروز پیام سال پیش رئیس جمهور عزیزمان را مروری دوباره کنیم، که او مردی بود با نگرشی بسیار متفاوت نسبت به جماعتی که از آن برخواسته بود!

شاید بتوان گفت نگاه این مرد با عبای شکلاتی ، کمی برای زمانش سنگین بود. اما می دانم تاریخی که من و امثال من… نگارنده های کوچکی از آن هستیم، هماره از او به نامی نیک یاد خواهد نمود.

خاتمی عزیز. پدر بزرگوار نسل من…فرارسیدن بهار را به تو تبریک گفته و در هر جایگاهی که هستی خداوند یار و نگهدارت باد.

 

پیام ویژه نوروز سال 1384 آقای خاتمی رئیس جمهور مردم ایران :

 

"بسم الله الرحمن الرحيم

بهار فصل رويش است و باليدن و شادابي و شكوه و ترنم آبشار و عطر شكوفه و جلوه‌گاه زندگاني، كه تا در قامت بلند انسان تجلي يابد؛ جهان آفريده شده است.

بهار فصل ايمان به مهرباني و كفر به نفرت و مرگ و ويراني است. و اينك بهاري ديگر از راه مي‌رسد؛ در حالي كه نبوغ ايراني را در تعيين روز اول آن با نام بلند نوروز كه عين اعتدال است؛ به نشانه آغاز سال مي‌بينيم. در اين بهار پرطراوت، بر گلبرگ گونه كودكان ايراني بوسه مي‌زنم و دس تو بازوي جوانان پرنشاط و نگران، ولي اميدوار ايراني را مي‌فشارم و به هر ايراني در همه جا درود مي‌فرستم. ايران عزيز، بهار و پاييز فراوان ديده است؛ چنانكه همه آفرينش! ولي بهار اميد هيچگاه در دل ما به پاييز نرسيده است. جان گرم ايراني كه روزگاري تمدني بزرگ آفريد، در پرتو آفتاب درخشان اسلام تابناك‌تر شد و چون چلچراغي در رواق انديشه و فرهنگ بشري درخشيد. و شگفتا كه ايراني، اسلام را به گونه‌اي پذيرا شد كه با روان بلند او سازگارتر است. او اسلام خرد و مهر و زيبايي را در چهره خاندان پيامبر- كه درود خدا بر آنان باد- يافت كه با همه مظلوميت، همواره جانب ستم ديدگان تاريخ را گرفتند و سرود داد و آزادگي و خردورزي را در گنبد گيتي نواختند. در اين ارادتمندي سني و شيعه، فارس و كرد و لر و بلوچ و ديگر اقوام ايراني همراهند و بالاتر، كدام كليمي و زرتشتي و مسيحي ايراني را سراغ داريد كه بر آستان علي و حسين (ع) سر تعظيم فرود نياورد؟

ايراني در كوره جان جهان افروز خود حتي توانسته است خشونت برهنه مهاجمان سنگدل را آب كند و آن را در خدمت زيبايي، ادب و هنر و انديشه فاخر خود بگيرد. امروز نيز ايراني مي‌تواند و بايد با نام خدا و براي آزادي و پيشرفت و عدالت، بار ديگر با تاريكي، بيداد و فزون خواهي و خشونت و واپس گرايي در افتد. و چنين باد!

همه روزتان نوروز و نوروزتان جهان افروز باد.

سيدمحمد خاتمي

29/12/1384» "

       سید محمد خاتمی

                           محمود احمدی نژاد

 

+ نوشته شده در سه شنبه 1 فروردین1385ساعت 7:48 توسط کوروش |

.:: اتحاد شوروی در ربع چهارم دایره مثلثاتی!!::.

 

تاریخ سیاسی جهان، 11 مارس 1985 را روزی در تغییر چهره موازنه های قدرت دنیا می بیند. میخائیل سرگئیویچ گورباچف، پس از فوت کنستانتین چرنینکوی 73 ساله، به عنوان هفتمین دبیرکل حزب کمونیست و صدر هیئت رئیسه اتحاد جماهیر شوروی منصوب شد. انتصابي كه سرآغاز يكي از بزرگترين و شگرف ترين تغييرات در تاريخ معاصر و حتي جريان تاريخ تمدن بشري بود و شوروی را در ریع چهارم دایره مثلثاتی در حرکت به سمت نقطه صفر و اضمحلال کمونیسم قرار داد.

در آينده به تفضيل بيشتر به جزئيات و شرايط و جو حاكم بر اتحاد جماهير شوروي و تبعاتي كه اين فروپاشي در دو وجه مثبت و منفي بر اركان اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري هاي خودمختار تشكيل دهنده شوروي گذارد و نيز حوادث پس از آن در كشورهاي تحت الحمايه شوروي خواهم پرداخت.  

 

میخائیل سرگئیویچ گورباچف،  در دوم مارس 1931 در پریولنویه، روستائی نزدیک استاوروپول، متولد شده و عملا نخستین دبیر کل حزب کمونیست متولد  پس از انقلاب اکتبر 1917  روسیه تزاری بود. وی در دانشکاه مسکو حقوق خوانده و در سن 21 سالگی به عضویت حزب کمونیست در آمده بود. پس از این در سال 1966 و در سن 35 سالگی موفق به دریافت مدرک اقتصاد کشاورزی از انستیتوی اقتصادی مسکو شده و در سال 1970 بر همین پایه دبیر اول کشاورزی حزب شده بود. سال 1971 نخستین سال عضویت او در کمیته مرکزی حزب بود. وی در سال 1979، به عضویت دفتر سیاسی در آمده و در آنجا از یاران نزدیک یوری آندروپف ریاست وقت کا.گ.ب (سرویس اطلاعاتی شوروی) بود.

پس از به قدرت رسیدن کوتاه مدت آندروپوف (با مرگ زودهنگامش جایش با چرنینکو داد)، او دستیار رهبر جدید بود.  پس از فوت آندروپوف و آغاز دوره کوتاه سیزده ماهه چرنینکو، او در حلقه دوستان رهبر جدید نیز قرار داشت و پس فوت اين رهبر بود که هیئت رئیسه حزب، به واسطه از دست دادن دو رهبر حزب در مدت زمان کوتاهی به واسطه کهولت سن، تصمیم بر انتخاب فرد جوانتری برای رهبری شوروی گرفتند.

گورباچف  به واسطه مسافرتهای متعدد به کشورهای غربی، در زمان تصدی پست های بالای حزب، دیدگاهی نرم تر نسبت به سایر سردمداران حزب داشته و از ابتدا، در صدد کاهش ارتفاع دیوار آهنین شوروی کمونیستی بود. شاید بتوان نخستین جرقه های آن را حتی دو روز پس از انتصاب و در جریان تشیع جنازه چرنینکو دید. پس از این مراسم بود که او یکی از نخستین دیدارهای رسمیش پس از به قدرت رسیدن، با جرج بوش (پدر)، معاون رونالد ریگان انجام داد. طی این دیدار، این دو قرار های بعدی دیدار وی با ریگان را گذاردند.

در سال 1986 وی نخستین برنامه های اصلاحات خود را در سه محور، گلاسنوست( باز بودن)، پروستریکا (دوباره سازی کردن) و اسکورین (شتاب در زیر ساختهای اقتصادی)، ارائه داد. وی پروستاریکا را به امید افزایش سطح زندگی شهروندان روسی ارائه داد که شامل اصلاحات و تغییراتی بود که غالبا بدعت هایی در تاریخ اتحاد جماهیر شوروی محسوب می شدند. از جمله مهمترین آنها، می توان به امکان مالکیت خصوصی رستوران ها، مغازه ها و بنگاه های بسیار کوچک اقتصادی اشاره کرد.

از جمله اصلاحات در محور گلاسنوست، اعطای آزادی بیان بیشتر به رسانه های گروهی بود. جراید برای نخستین بار در تاریخ این کشور، امکان یافتند از دولت انتقاد کنند. مردم نیز جرئت را پیدا کردند که بتوانند نظرات سیاسی خود را، ولو مغایر با منویات حزب کمونیست به زبان آوردند.

از جمله حوادث مهم دیگر دوران وی، می توان به خروج نیروهای شوری در سال 1988 از افغنستان اشاره کرد. ارتش شوروی از سال 1979، در حمایت از رژیم کمونیستی حاکم بر افغانستان، در این کشور پایگاه نظامی داشته و نیرو مستقر ساخته بود. خروج این نیروها و  شدت گرفتن جنگهای مجاهدین افعانی، منجر به سقوط دولت نیمه نظامی ژنرال نجیب الله در افعانستان شد.

اگر چه مردم افعانستان از آن پس، تا حمله نظامی آمریکا در 2003، به واسطه هرج و مرجهای مختلف و جنگهای بسیار خونین داخلی، روی آرامش را ندیدند.

سال 1988، سال آغاز سقوط بلوک شرق در معادلات سیاسی جهان نیز بود. گورباچف در این سال، با اعلام لغو دکترین برژنف که مبنی بر عدم امکان تصمیم کشورهای عضو پیمان ورشو در سیاستهای خارجی خویش بود، عملا خودمختاری نسبی را در تصمیم گیری ها، به کشورهای پرو شوروی که بدنه اصلی پیمان ورشو  را تشکیل می دادند، اعطا نمود و مقدمه سقوط دولتهای کمونیست در این کشورها شد. شاید بتوان گفت، پیامد این تصمیم بود به در سال 1990 عملا دولت کمونیستی در این کشورها وجود نداشته و پیمان ورشو، خود به خود به تاریخ پیوسته بود.

نتیجه آزادی های بیان و افکار در اصلاحات گلاسنوست بود، که جنبش های ملی و گاهآ مذهبی، در قومیتهای متعددی که اتحاد جماهیر شوروی را تشکیل می دادند، فرصت اعلام وجود یافتند. اتحاد جماهیر شوروی که از جمع جمهوری های متعدد با نژادهای مختلفی چون روس ، مغول، تاتار، ترکمن، اسلاو، گرجی، ترک، ارمنی و .... تشکیل شده بود، اینک شنونده خواست خودمختاری بیشتر در سرزمین هایی بود که این اقوام، اکثریت جمعیتی آن را تشکیل می دادند. همچنین جمهوری های حاشیه دریای بالتیک چون استونی، لتونی و لیتوانی که در دوره استالینیسم، به زور سرنیزه کمونیستها، جزوی از خاک شوروی شده بودند، زمزمه  استقلال سر داده بودند.

گورباچف، جهت جلوگیری از هم پاشیدن ابرقدرت بزرگ جهان که وی میراث دار آن از دیکتاتورانی چون، استالین و لنین بود، پیشنهاد معاهده جدید از اتحاد را در یک شوروی دموکراتیزه ارائه داد.

در همین اوان، عده ای از ژنرال های بلند پایه ارتش سرخ که هنوز به پایه های اصلی کمونیست استالین و لنین وفادار مانده بودند، جهت جلوگیری از سقوط قریب الوقوع تمامیت ارضی اتحاد جماهیر شوروی، در آگوست 1991 (28 مرداد 1372 )،کودتایی را برپا ساختند که پس از سه روز عملا با شکست مواجه شد.

نهایتآ، گورباچف که پس از این کودتا، هر گونه فعالیت حزب کمونیست را ممنوع اعلام کرده بود، در رویارویی با رقیب خود، بوریس یلتسین (رئیس جمهور جمهوری روسیه)، تن به شکست داده و در دسامبر 1991 استعفا داد. با استعفای وی، عملا دیگر اتحاد جماهیر شوروی وجود نداشت. اگر چه بعدها فدراسیونی با عنوان جامعه کشورهای متحد مشترک المنافع تشکیل شد، اما هر یک از جمهوری های سابق شوروی اینک، کشوری مستقل با نماینده ای جدا در مجامع بین المللی بودند. شاید ذکر مثال گرجستان که پس از استقلال- رئیس جمهور دمکرات امروز و کمونیست دو آتشه دیروز ادوارد شوارد ناتزه را به خود دید که زمانی وزیر امور خارجه دولت گورباچف بود، مثالی بارز از این همه تغییرات بنیادین باشد.

به هر تقدیر، طی 6 سال، تمامی دیوار آهنینی که طی قریب به 70 سال در شوروی برپا شده بود، فرو ریخت. موازنه های قدرت در جهان به سرعتی باورنکردنی عوض شد و امروزه تقریبآ جز در چند کشور (چین و کوبا)، کمونیسمی موجودیت ندارد. شاید اصولآ  آموزه های کارل مارکس بر اثر تصادفاتی چون جنگ دوم جهانی، این چنین در اروپای شرقی همه گیر شد. اما به هر حال امروز، تفکرات چپ را می توان در شکلی اصلاح شده، در اسکاندیناوی و برخی کشورهای اروپائی دید که انگاره های مثبت آن، در جهت بالا رفتن سطح رفاه و تامین اجتماعی برای قاطبه مردم این کشورها، به کار گرفته شده است.

 

 

                                  میخائیل سرگئیویچ گورباچف
                                        میخائیل سرگئیویچ گورباچف

 

 منابع : دایره المعارف ویکی پدیا و تاریخ ایران در چنین روزی

 

+ نوشته شده در یکشنبه 21 اسفند1384ساعت 16:36 توسط کوروش |

.:: رزم آرا و فدائیان اسلام ::.

سپهبد حاجعلی رزم آرا، نخست وزیر سلسله پهلوی در چنین روزی در مسجد شاه تهران هدف گلوله خلیل طهماسبی قرار گرفته و به قتل رسید. وی از که مخالفین ملی شدن صنعت نفت و طرفداران قرار داد نفتی معروف به گس – گلشلائیان بود، پس از تشکیل کمیته ویژه نفت در مجلس شورای ملی به ریاست دکتر محمد مصدق، از سوی شاه حکم ریاست الوزرائی را دریافت نمود.

ترور وی به وسیله خلیل طهماسبی از اعضای جمعیت فدائیان اسلام، باعث انتخاب آقای حسین علا به جانشینی وی شده و او نیز نهایتا طی تظاهرات  روز 30 تیر مردم تهران کنار رفته و نهایتا دکتر محمد مصدق رسما نخست وزیر دولت مشروطه پهلوی شد.(در خصوص حوادث ملی شدن نفت، دوران نخست وزیری دکتر مصدق و کودتای 28 مرداد 1332، مقالات تفضیلی در دست دارم که در آینده در همن سایت به نظرتان خواهد رسید)

از جمله چهره های دیگری که توسط گروه فدائیان اسلام، از میان برداشته شدند، می توان به عبدالحسین هژیر(نخست وزیر)، اشاره کرد. ترور نافرجام حسین علا، منجربه دستگیری سران این گروه که از مریدان آیت الله کاشانی بودند، شد. دادگاه نظامی نهایتا، برای سید مجتبی نواب صفوی، خلیل طهماسبی،سید محمد و سید عبد الحسین واحدی و ذوالقدر، حکم اعدام صادر نمود.

برای مطالعه مقاله ای تحلیلی در خصوص فدائیان اسلام اینجا را کلیک کنید.

انتشارات شیرازه، کتابی را نام خاطرات و اسناد سپهبد حاجعلی رزم آرا، نوشته کامبیز رزم آرا و کاوه بیات، منتشر ساخته است که به زندگی سپهبد رزم آرا می پردازد.  

     Razmara&Safavi
    سپهبد حاجعلی رزم آرا                                                       نواب صفوی و یارانش در دادگاه نظامی

 

مرجع: http://www.aviny.com                               

 

+ نوشته شده در سه شنبه 16 اسفند1384ساعت 23:44 توسط کوروش |

.:: مانیسم اقتباسی جهانی از تفکر ایرانی ::.

 مانی فیلسوف، اندیشمند و مصلح بزرگ ایرانی در 26 چنین روزی یعنی  فوریه 277 میلادی پس از پنج ماه زندان، به قتل رسید . بی مناسبت ندیدم که در چند سطر و به شکلی گذرا به فرازهایی از زندگی او بپردازم.

وی همچون بودا، از خانواده ای اشرافی که از منسوبان سلسله اشکانیان بودند، در حدود سالهای 215 یا 216 میلادی متولد شد. خانواده وی، قومی در منطقه ای ازهمدان کنونی بودند که بنا بر دلایل نامعلومی به بابل در بین النهرین کوچیدند.

مانی با ادیان زرتشت، بودا، مسیحیت  و مذهب مرقیون که در ناحیه بابل (بین النهرین) رواج داشت، آشنائی کامل داشت . او در راستای جویندگی حقیقت سفری طولانی به هند داشت و نهایتا مکتبی را بنیان نهاد که مشترکات بسیار با زرتشت و مسیحیت و بودا داشت. وی پس از بازگشت از این سفر، خود را قارقیط که پیش از این ظهورش را مسیح بشارت داده بود، خواند.

مانی منبع وجود و آغاز جهان را منبعث از دو اصل خیر و شر می دانست. خداوند نماینده نیکی و خیر و هیولا مظهر شر و بدی است. در راستای همین دو منبع، دو نیرو وجود دارد. نخستین آنها، پدر عظمت (سروشاو) است که  او را زروان خوانده است. زروان پنج مقام دارد که مانی آنها را پنج ائون نامیده است و عبارتند از : ادراک، عقل، تامل، فکر و اراده . خدای دوم در مقابل خدای نخست، ظلمت است که او نیز صاحب پنج عنصر ظلمانی یعنی دخان (مه)، آتش مخرب، باد مهلک، آب گل آلود و ظلمت است.     

وی هفت مهر را برای انسان قائل شده است که چهار مهر مربوط به امور معنوی و سه مهر دیگر مرتبط با اعمال شخصی است و عبارتند از :

 

  • اهتراز از سخنان کفر آمیز و ناپاک
  • اجتناب از عمل یا پیشه ای  که برای انوار جهان مظر هستند
  • پرهیز از شهوات و آرزوهای پلید

وی جامعه مانویان را مرکب از پنج طبقه می دانست که عبارت بودند از طبقه اول که 12 پیامبر هستند (فریشتگان )، طبقه دوم که 72 تن اسقف هستند (اسپسگان)، طبقه سوم که 360 شیوخ هستند (مهستگان)، طبقه چهارم که برگزیدگان هستند (ورزیدگان) و طبقه پنجم که مردم عادی یا سماعون هستند( نیوشاگان) . طبقه چهارم و پنجم از حیث تعداد جمعیت نامحدود هستند. وی زندگی رهبانی همچون کشیشان را برای طبقه چهارم قائل بوده و در نقطه مقابل آن ساختار زندگی عادی به جز هفت مهر را برای نیوشاگان مباح است.

پرداخت زکات و ادای هفت روز روزه در هر ماه و چهار بار نماز در هر بیست و چهار ساعت از واجبات مانیسم است.

نخستین کسی که مانی دین خود ر بر وی عرضه داشت، شاپور پسر اردشیر بابکان بود. وی مکتب او را پذیرفت و 10 سال بر مکتب او ماند. نهایتا همچون اکثر مصلحین و فرهیختگان، قربانی حسادت اطرافیان شاه، درباریان و روحانیون زرتشتی قرارگرفته و شاپور بر اثر سمپاشی های این گروه از مانیسم خارج شد. . وی پی از خروج شاپور از مانیان، برای تبلیغ مکتب خود رهسپار آسیای مرکزی، هندوستان و چین شد. از این روست که مانیسم هنوز هم در این بلاد پیروانی داشته و بقایای تبلیغات وی امروزه نیز در منطقه تبت موجود است.

پس از درگذشت شاپور، وی به ایران بازگشت و در ایران به تبلیغات خود ادامه داد تا اینکه در دوران حکومت ورهام اول به دربار احضار شده و پس از مناظره ای با روحانیون زرتشتی، به اتهام خروج از دین زرتشت به زندان افتاد. چنین گفته می شود که وی پس از تحمل پنج ماه شکنجه، درگذشت. 

     

 مراجع  : جلال افشار دوهفته نامه الکترونیکی شرقیان سال اول- شماره هجدهم - ۲۱       اردیبهشت ۸۴

سایت اینترنتی  تاریخ ایرانیان در چنین روزی

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه 7 اسفند1384ساعت 20:31 توسط کوروش |

.:: بازبینی حافظه در خلیج خوکها ::.
 

روز 22 فوریه 1966،  دولت شوروی (پرزیدنت خوروشچف) رسما اعلام نمود هرگونه حمله نظام به کوبا به منزله حمله به اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی است. ماجرا از زمانی آغاز شد، که دولت کوبا اقدام به نصب و راه اندازی سایتهای پرتاب موشکهای هسته ای در منطقه خلیج خوکها که کمترین فاصله را با مرزهای  آمریکا (هاوائی) دارد، نمود.

این موضوع جو روانی سنگینی را در آمریکا ایجاد نمود و جان فیتز جرالد کندی رئیس جمهوری وقت امریکا،  کوبا را تهدید به حمله نظامی نمود و اعلام جانبداری شوروی از کوبا، پاسخ به این موضع امریکا بود. نهایتا موضوع با میانجیگری سازمان ملل و برچیده شدن این موشکها خاتمه یافت.

  نکته جالب در این بین، موضوعی پرونده سرهنگ پنکوفسکی است که بعدها در سرویسهای اطلاعاتی دنیا تا مدتها، محل بحث بود. وی که سرهنگ سازمان اطلاعاتی ارتش شوروی GRU بود، توسط سازمان اطلاعاتی انگلستان Intelligent Service(MI6) جذب شده و اطلاعات او مشترکا مورد استفاده سرویسهای اطلاعاتی انگلیس و امریکا قرار گرفت. در ماجرای خلیج خوکها، سازمان اطلاعات مرکزی امریکا  (CIA)،  وی را به طور مخفیانه به واشینگتن منتقل ساخته و ترتیب ملاقات اورا با پرزیدنت کندی در کاخ سفید داد. نظرات او درخصوص نگرش خروشچف و صدر هیئت رئیسه اتحاد جماهیر شوروی به موضوع خلیج خوکها، تاثیر مهمی در تصمیمات کندی و دولت آمریکا داشت. بعدها تنی چند از افسران رده بالای سازمان اطلاعاتی انگلاستان با دلایل و مدارک ثابت کردند که وی صرفا یک نیروی کاشته شده روسها در جهت کمی تفریح!!!!! با پرزیدنت کندی بوده است. بعدها و پس از فروپاشی  شوروی، اسناد منتشره آرشیو بایگانی GRU صحت این موضوع را تائید نمود!!!

امان از این سازمانهای اطلاعاتی!!!     

+ نوشته شده در پنجشنبه 4 اسفند1384ساعت 19:18 توسط کوروش |

.:: تولد یکی از بزرگترین شاهکارهای دست بشر ::.

22 فوریه 1936 سالروز تولید نخستین نمونه های انبوه از اتومبیلی بودند که فولکس واگن (خودروی مردم) نام گرفت. این خودرو که به نام بیتل به معنای سوسک درزبان المانی معروف است، در ایران فولکس قورباغه ای نامیده  می شود. اگر چه از اوان تولد این وبلاگ بر آن بودم سالها مطالعه در خصوص خودرو را به این صفحه نکشانم اما به نظرم می رسد فولکس واگن بیتل جزئی از تاریخ صنعت جهان است و خلق آن بر جهت مسیر این تاریخ بی تاثیر نبوده است. همان بس که بیتل سر منشا ساخت خودروهایی هوا خنک بوده و جد اصلی اسطوره ای به نام پورشه ۹۱۱ است.

ایده ساخت بیتل خودرویی، نخستین بار در سال 1923 و پس از مطالعه زندگی هنری فورد، به ذهن هیتلر رسید. او در آن زمان به واسطه عقاید راستگرایانه افراطیش در زندان بود.

بر هیم اساس ایده طرح این خودرو را  دکتر فردیناند پورشه که ازطراحان به نام تاریخ خودرو سازی جهان است، مطرح نمود و مورد استقبال هیتلر قرار گرفت. هیتلر در فوریه 1933 پس از احراز مقام صدارت عظمای آلمان در نمایشگاه خودروی برلین، تصمیم بر ساخت خودروی پیشنهادی پورشه را با این هدف که نهایتا هر آلمانی یک دستگاه خودرو داشته باشد، اعلام نمود.

نخستین نمونه های ساخته شده این خودرو، ازقطعات خودرو های NSU و در سال 1934 ساخته شد. (پس از جنگ و در دهه 60،NSU  منحل شده و پایه اصلی تشکیل کمپانی آودی آلمان شد).

این خودروی مفهومی (Consept Car) NSU32 نام گرفت. بر اساس این خودرو، هیتلر سفارش ساخت خودرویی را داد که با حداکثر سرعت 60 کیلومتر در ساعت و مصرف 32 مایل بر هر گالن بنزین در محدوده قیمتی 1000 مارک آلمان عرضه شود.

اواخر سال 1935، نخستین نمونه های خواسته شده هیتلر، در دو مدل V1 و V2   تستهای جاده ای و شهری خود را آغاز کردند. بدنه این خودرو ها  آلومینیومی بود که روی چوب پرس شده بودند.

نهایتا پس از آزمایشات لازم و در تاریخ 22 فوریه، نخستین نمونه های قابل فروش با بدنه فولادی و موتوری به حجم 948 سانتیمتر مکعب، قدرت 22 اسب بخار و حداکثر سرعت 65 مایل در ساعت به بازار عرضه شدند.

در ماه می 1938، طی مراسمی تبلیغاتی و با حظور قریب به 70 هزار نفر، هیتلرکارخانه جدید ساخت این خودرو را افتتاح کرد.  وی این خودرو را kdf-wagen  نام نهاد که برگرفته از شهر kdf-stadt محل ساخت این خودرو بود.

تولیدات اصلی این کارخانه از سپتامبر 1939 یعنی آغاز جنگ، شروع شد. در طول جنگ کی دی اف با بدنه ای متفاوت جهت مصارف نظامی تولید شده و عملا بدل به مهمترین خودروی سواری ماشین لجستیکی ارتش آلمان شد.

 در سال 1942، kubelwagen که یک خودروی دو زیست قابل حرکت در خشکی و آب بود تولید شد.

پس از جنگ و سقوط المان، فردیناند پورشه مدتی را در زندان متفقین گذراند و چند سال پس از آزادی کمپانی پورشه را بنیان نهاد که مدل 901  آن رگه های مشترکی در طراحی با بیتل داشت. بعدها با اعتراض پژوی فرانسه مبنی بر شباهت نام 901 با کدبندی های آن کمپانی، این مدل به 911 تغییر نام داد و تا امروز یکی از اسطوره های سرعت و قدرت در دنیای خودرو بوده است.

پس از جنگ کارخانه تولیدی بیتل که تقریبا زیر بمبارانهای متفقین نابود شده بود به شهر ولفزبورگ منتقل شد و تا امروز نیز این شهر پایتخت و پایگاه عملیاتی فولکس واگن بوده است. مدل های پس از جنگ این کارخانه، بیتل نام گرفتند. از ان پس این خودرو هر سالنه با تغییرات کمی ساخته شد و فولکس واگن امتیاز تولید آن را به بسیاری از کشورها واگذار کرد.

در سال 1971 Super beetle  با موتوری 1.6 لیتری به بازار عرضه شد و 17 فوریه 1971 روزی بود که بیتل موفق شد رکورد تعداد ساخت خودرو که تا آن زمان در اختیار فورد T بود را بشکند. بد نیست بدانید از آن زمان تا کنون این رکورد در اختیار بیتل بوده و رتبه های دوم و سوم از آن فورد T و سیتروئن دایان (ژیان ایران) است. در سال 1972 فولکس واگن با عرضه مدل گلف که طرحی بسیار پیشرو از جرجتو جوجاروی ایتالیائی بود،  طیف مصرف کنندگان بیتل را جهت استفاده ازخودروئی سریع و زیبا هدف قرار داد.

آخرین تولید بیتل در آلمان در سال 1978 از خط تولید خارج شد و در ماه مه 1981 بیست میلیونیومین بیتل در کارخانه فولکس واگن مکزیک به خریدارش واگذار شد.

سالها بعد و در اواخر قرن بیستم، فلکس واگن، تولید بیتل جدید را با همان مفاهیم طراحی ولی با موتوری آب خنک و رادیاتور آغاز نمود که سطح رفاه و قابلیت های آن، آنرا به یکی از محبوبترین خودرو های امروز جهان بدل ساخته است.

                Some kinde of Beetles

تصویر سمت راست: نخستین نمونه های بیتل در اختیار نیروی اس اس المان نازی - تصویر سمت چپ بالا : آدلف هیتلر هنگام بازدید از خط تولید فولکس واگن- تصویر سمت چپ پائین : یکی از نمونه های پس از جنگ که به کابریولت موسوم است.

 
New Beetle

بیتل جدید که در کارخانه های فولکس واگن در آلمان-اسپانیا- مکزیک و آمریکا تولید می شود. برای دیدن تصاویر بیشتر از این مدل اینجا را کلیک کنید.

 

 مرجع : سایت هوپا متعلق به شرکت فنآوری اطلاعات داتیس پارس وابسته به گروه شرکتهای داتک

  

+ نوشته شده در چهارشنبه 3 اسفند1384ساعت 21:44 توسط کوروش |

.:: مرگ یک سوسیالیست متعادل ::.

 

کورت آیزنر ( Kurt Eisener) روزنامه نگار سوسیالیست آلمانی در 21 فوریه 1919 در شرایطی که تنها چهار ماه از اعلام جمهوری سوسیالیستی به رهبری وی در ایالت باواریای آلمان می گذشت در سن 52 سالگی ترور شد.

او که از نویسندگان روزنامه فرانکفورتر زایتونگ بود، در عصری میزیست که اندیشه های کارل مارکس، هگل و انگلس به واسطه شرایط سیاسی و اقتصادی جهان و اروپا، همه گیر شده و جهان دوران پرورش تفکرات سوسیالیستی، مارکسیستی و کمونیستی را در می گذراند.  

وی که نظرات متعادل تری در سوسیالیسم و کمونیسم داشت، معتقد به ملی شدن مالکیت زمین و منابع طبیعی و اجاره آن به افراد حقیقی و حقوقی بود. آیزنر وضع مالیاتهای سنگین بر طبقه پر درآمد جامعه را راه کاری مناسب در جلوگیری از افزایش بی حد و حصر ثروت در اختیار طبقه خاصی از جامعه می دانست. از جمله پیشنهادات منطقی وی در پیاده سازی نظام سوسیالیستی در یک کشور، اجرای قوانین و ساختارهای آن در بخش یا استانی از کشور در راستای بومی سازی سوسیالیسم یا کمونیسم بود. او مطلقا با پیاده سازی یکباره سوسیالیسم یا هر نظام فکری چپ در کشوری مخالف بوده  و تعارض یکباره تفکرات آن با هنجارهای آن جامعه را دلیل اصلی آغاز خشونت و حکومت وحشت (همچون شوروی) می دانست.

در روز 9 نوامبر 1919 با فرار ویلهلم دوم قیصر آلمان و پناهنگی وی به هلند، وی جمهوری سوسیالیستی باواریا را در این ایالت که خود پیش ازآن از سوی مردم به عنوان وزیر آن انتخاب  شده  بود، بنیان نهاد. با فرار ویلهلم، امپراتوری آلمان سقوط کرده و جمهوری آلمان که نظام آن تاکنون کمابیش با تعاریف اولیه پابرجاست، پایه گذاری شده و جنگ جهانگیر اول با کناره گیری دول محور آن یعنی امپراتوری های آلمان، اطریش، مجارستان و عثمانی خاتمه یافت.

وی تنها چهار ماه به عنوان رئیس جهموری سوسیالیستی باواریا بر مسند قدرت بود و با ترورش عملا این جمهوری فروپاشیده و بخشی از دولت فدرال آلمان به ریاست فردریش ابرت، رهبر حزب سوسیال دموکرات شد. 

مرجع :  تاریخ ایرانیان در چنین روزی

 

+ نوشته شده در سه شنبه 2 اسفند1384ساعت 15:14 توسط کوروش |

.:: و باز هم ایرانیان و افتخاری دیگر... ::.

 بيستم فوريه 1932 « تاراپور J. Tarapore » در شهر بمبئي هند « آيين مديريت و نامه نگاري دولتي ايران» در دوران ساسانيان را از روي يك نسخه اصل دوباره نويسي كرد و منتشر ساخت . اين آيين نامه يك بخشنامه (دستور العمل) اداري بود كه در عهد خسرو انوشيروان ساساني براي مقامات دولتي ارسال شده بود تا رعايت كنند . آيين نامه مذكور پيش از دوران زمامداري خسرو انوشيروان وجود داشت و در زمان وي بود كه جمع آوري ، تدوين و به صورت دستور العمل به مقامات دولتي ابلاغ شده بود . در هر صورت ، نسخه « تاراپور » متعلق به عهد خسرو انوشيروان ( قرن ششم ميلادي ) بوده است .
    اين آيين نامه در سال 1932 به زبان انگليسي در افريقاي جنوبي ، استراليا ، كانادا ، ايالات متحده و ممالك اروپايي توزيع و بعدا تجديد چاپ شد. بدون ترديد از اصول اين كتاب در علم مديريت سازمانهاي عمومي در دنياي نوين اقتباس شده و الگو قرار گرفته است .
    اين آيين نامه توسط مهاجران پارسي در قرن هفتم ميلادي به هند برده شده بود كه به دست تاراپور افتاد. ايرانياني كه در آن عهد از طريق جزاير قشم و هرمز به هند مهاجرت كردند و هنوز در آنجا هستند عمدتا از مقامات دولتي ، بزرگان و افسران ارتش و بيشترشان از مازندران بودند. دليل عمده مهاجرت آنان نارضايي از حكومت عربان بر ايران بود. در قصه سنگان ( سنجان ) آمده است كه اعراب مسلمان قبلا گفته بودند كه هدفشان از جنگ با دولت ايران ترويح اسلام است ، نه حكومت كردن . ولي، پس از تصرف شهرها زير قول خود زده و حاكم شده بودند و....
    در اين آيين نامه كهن ، به مقامات دولتي و كارمندان سازمانهاي عمومي تاكيد شده است كه در گزارشها و نامه هاي اداري از تعارفات معمول دست بردارند ، ملاحظات را كنار بگذارند ، روشن بنويسند ، لفاظي نكنند ، و توجه داشته باشند كه اگر گزارش خلاف واقع بدهند به سختي مجازات خواهند شد.
    اين آيين نامه از ديپترتاران ( دفتر داران ــ منشيان ادارات ) خواسته است كه در گزارش خود به سه نكته توجه كنند از اين قرار: چه مي خواهند بگويند و چه خبري مي خواهند برسانند، منظورشان چيست و چرا بايد خبر دهند، و بالاخره نتيجه گيري و بيان نظر خود در باره موضوع . طبق اين دستور العمل ، نامه بايد داراي تاريخ باشد و دور يك چوب (حول محور) لوله شده باشد . نامه تاء شده موجب مواخذه بود.
    قسمت بيشتر اين آيين نامه مربوط به چگونگي مديريت است و در آن روي لزوم بازرسي و تشويق و تنبيه كارمندان و توجه به نظر آنان تاكيد شده است . رشوه گيري در اين آيين نامه خطرناك ترين خيانت به مردم به حساب آمده كه مجازات سنگين و محروميت خواهد داشت. ترتيب اثر دادن به درد دلهاي مراجعان و پذيرفتن و احترام كردن آنان از نكات مهم اين آيين نامه است . اين آيين نامه در موارد متعدد روي جمع آوري ماليات و منصفانه بودن آن و خصوصيات ويژه ماموران ماليه و خودداري از به مقاطعه دادن امر جمع آوري مالياتها تاكيد كرده است. اين آيين نامه مديران دولتي را از تبعيض و افاده و بي اعتنايي به مردم بر حذر داشته و آنان را خدمتگذار و جيره خور مردم خوانده و دقت و اهميت كار حسابداري را مورد تاكيد قرار داده است.
    از نكات جالب اين آيين نامه ضابطه دادن نمره (پوان) منفي به مديران و كارمنداني است كه در انجام وظيفه سهل انگاري و قصور كنند كه رسيدن نمرات منفي به ميزان (نصاب) معين باعث بركناري مدير و يا كارمند مي شده است.
    بايد توجه داشت كه« مورخان كارشناس عهد باستان » ايران را به داشتن روش پيشرفته و كارآمد براي ادارات عمومي ستوده اند. امپراتوري هاي امويان و عباسيان و بعدا تركان غزنوي و سلجوقي و در پي آنها ، مغولها و تيموريان براي تمشيت امور و اداره قلمرو خود از اين مهارت ايرانيان به خوبي بهره گرفتند و بقاي آنها به دليل سپردن كارها به مديران و وزيران ايراني بود . دولتهاي استعماري اروپا كه متوجه اين هنر ايرانيان بودند در دو قرن اخير كوشيدند كه آن را تخريب و ايران را دچار يك بورو كراسي بد كنند و از پيشرفت باز دارند.

نقل از : تاریخ ایرنیان در چنین روزی

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1 اسفند1384ساعت 23:0 توسط کوروش |

.:: از درب سفارت پروس تا كاخ مرمر ::.

امروز ۱۸ فوریه در تاریخ سیاسی ایران نقطه عطفی است که سر منشائ جریانات بسیار برای آینده بوده است. در ۲۹ بهمن ۱۲۹۹ هجری شمسی رضا خان میر پنج به همراه تیپ قزاق تحت امرش به قصد تصرف پایتخت از قزوین به تهران حرکت کرده و نهایتا با تصرف تهران و انتصاب سید ضیا الدین طباطبائی به نخست وزیری, مقدمات سقوط سلساه ۱۳۵ ساله قاجار را فراهم کردند.  

پنج روز پس از حرکت نیروهای بریگاد قزاق قزوین به سمت تهران در 29 بهمن احمد شاه قاجار حکم ریاست الوزرائی را برای سید ضیاء الدین طباطبائی، سردبیر روزنامه تازه تائسیس و کوچک رعد صادر نمود. وی آخوندی بود که پس طی دوره خارج فقه، در فرانسه ادامه تحصیل داده و بنابر اقوال تاریخی، ژنرال آیرون ساید انگلیسی وی و رضا خان میر پنج را شبی در قزوین ملاقات نموده و نهایتا با هماهنگی با سفارت انگلیس درتهران، این دو را برای بازی در صحنه ای جدید از تاریخ سیاسی ایران انتخاب کرده بود. شرایط  سیاسی  و اقتصادی جهان آنروز و ازهم پاشیده شدن امپراطوری های رقیب دیرینه انگلستان، یعنی آلمان، عثمانی و روسیه تزاری به واسطه جنگ جهانگیر اول و انقلاب بلشویکی روسیه، تا چند سالی انگلستان را به ابرقدرت یکه تاز جهان مبدل ساخته و لازم بود ایران انباشته از ذخایرنفت، شرایط آرامش و تعادل را در خود داشته تا از یک سو شرکت بریتیش پترولیم تامین کننده نفت امپراطوری بریتانیای کبیر به آسودگی به استخراج نفت از میدانهای نفتی ایران پرداخته و از سویی رویای بلشویکها که تحقق وصیتنامه پطرکبیر در دستیابی به آبهای آزاد جهان بود، صرفا در غالب رویا و افسانه  این وصیت نامه باقی  بماند.   

کمونیسمی که شرایط اقتصادی نامطلوب و اختلافات طبقاتی ایران و کشورهای نفت خیز حاشیه خلیج فارس که غنیمت انگلیس از فروپاشی امپراطوری عثمانی بودند، را بستر خوبی برای رشد و حرکت به سمت پرولتاریا (حکومت جهانی طبقه کارگر ) می دید.

 در این شرایط رضا خان آغازگر حرکتی در ایجاد دیوار محکمی در برابر کمونیسم شوروی بود. امنیتی که اگر چه بنا بر نظر بسیاری از مورخین عزیز، خواسته انگلیس بود، اما نهایتا ثبات نسبی را برای ایران به ارمغان آورده و در سالهای آغازین قرن بیستم، پایه مناسبی در توسعه زیر بنایی کشور شد.

به هر تقدیر با فرمان ریاست الوزرائی سید ضیاء، رضا خان نیز به وزارت جنگ منصوب شده و مدتی بعد در راستای منکوب کردن رقیب خود سید ضیاء، با دریافت فرمان فرماندهی کل قوا، تمامی قوای قهریه کشور را به زیر چتر خود کشیده و در نهایت با کودتای کوچک بعدی سید ضیاء را تا سالها روانه عتبات عالیات ساخت.

 در قدم بعدی مجلس موسسان در غیاب پادشاهی که همچون اعقاب خود نمونه بارزی ازبی لیاقتی بوده و بیشتر وقت خود را در اندرون و یا تعبیر خوابهای خود توسط ملاهای درباری می گذراند، رای به انقراض سلسله 131 ساله قاجار و پایه گذاری سلسله پهلوی دادند.

روزی که زن بیوه ای  سوادکوهی در راه هجرت به تهران در قهوه خانه گردنه امامزاده هاشم مازندران، نوزاد یتیم خود رضا را که درآستانه یخ زدن بود در کنار بخاری هیزمی، با گرمای آتش آن از مرگ حتمی نجات میداد، قطعا نمی دانست این نوجوان شرور آینده و نگهبان درب سفارت پروس (امپراطوری آلمان) روزی پس از طی مدارج متعدد در نیروی قزاق روسی ایران، بنیان گذار سلسله ای خواهد شد که پر طلاتم ترین دوران تاریخی جهان را قبل و پس از جنگ جهانی دوم، گذرانده و در واپسین سالهای  قرن بیستم با سقوطی باور نکردنی، 58 سال از تاریخ این کشور را رقم خواهد زد.

عجب آشفته بازاریست دنیا!!! که قائم مقام فراهانی در آخرین دقایق زندگی چنین سروده است :

زمانه گه بلندت می کند گه خوار دارد                   چرخ بازیگر از این بازیچه ها بسیار دارد 

 

                 سيد ضيائ الدين طباطبائي                                 رضا شاه
               سيد ضياء الدين طباطبائي                                                     رضا شاه پهلوي

+ نوشته شده در شنبه 29 بهمن1384ساعت 1:0 توسط کوروش |