برنارد لوئیس، یکی از معروفترین اسلام شناسان یهودی، طی پیشگوئی بسیار عجیب اعلام نموده که شب 31 مرداد (همین حالا!!) دولت جمهوری اسلامی، اسرائیل را هدف حمله اتمی قرار خواهد داد.
جالب اینجاست که موضوع، خوراک خوبی برای رسانه های جمعی غرب همچون فاکس نیوز شده و طی روزهای گذشته مانور زیادی در تحلیل آن و توان اتمی جمهوری اسلامی ایران شده است.
برایم عجیب است که مردی چون او، که سوابق پرباری در اسلام شناسی دارد، چگونه حاضر می شود، به این سادگی کارنامه سالها زحمت خود را یک شبه به باد دهد.
آیا ایشان یک پیشگوی منجم است که با توجه به صور فلکی و تکنیکهای متعدد آن موضوع را از پیش دیده است؟
قطعا چنین نیست.
آیا ایشان اطلاعات طبقه بندی شده ای از توان نظامی ایران و برنامه ای این چنین فوق سری دارد؟
قطعا خیر. چون در آن صورت دولت آمریکا و اسرائیل دنیا را با این خبر منفجر میکردند.
آیا برنارد لوئیس، یک تحلیل گر سیاسی است؟ که چنین نیست و تازه اگر هم بود، باید می دانست دولت جمهوری اسلامی چالش بزرگی چون انرژی هسته ای تا این لحظه با هشیاری پشت سر نگذاشته تا به فشار اهرم شلیک موشکی، همه زحمات را بر باد دهد.
پس این پیش گوئی چیست؟
به نظرم، هزینه شدن حیثیت سالها تحقیق و تدریس ایشان در دانشگاههای بزرک آمریکا، نتیجه امر صهیونیست ها است. ببینید وقتی این استاد را برای چند روز مشغول کردن رسانه های گروهای جهان هزینه می کنند، چقد مهره های کلیدی و غلطان در دست دارند. ببینید این جماعت حاکم بر شورای روابط خارجی آمریکا، چه تعداد چهره محبوب و غیر محبوب جهانی را در آستین دارند و در وقت مقتضی به میدان خواهند آورد.
برای خواندن تحلیل کاملی از این پیشگوئی و آشنائی نسبی با برنارد لوئیس اینجا راکلیک کنید.
۲۱ تیر ماه آغار ماجراجوئی رژیم اشغالگر قدس در تجاوز به لبنان بود. جنگی که در طی یک ماه خسارات سنگینی به هر دو طرف موضوع یعنی لبنان و اسرائیل وارد آورد.
جنگی که با تخمین غلط اسرائیل از نتیجه و سرانجام آن و به بهانه آزاد سازی دو سرباز به اسارت گرفته شده خود آغاز شده و با پذیرش قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنیت ، از صبح روز دوشنبه به آتش بس انجامید .
در رویه موضوع، رژیم اسرائیل چنین برداشت می کرد که طی مدت کوتاهی با وارد آوردن خسارات سنگین و نابودی تمام آنچه لبنان طی سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۶ ( پس از خروج اسارئیل از جنوب لبنان ) ساخته است، پیروز شده و با آزاد سازی دو سرباز اسیر خود، ضرب شصت سنگینی به نیروهای حزب الله وارد خواهد ساخت. از سوی دیگر در کشاکش درگیری و جنحال پرونده هسته ای ایران، به دولت تهران نیز تفهیم خواهد نمود که هنوز نیز یکی از قدرتهای غیر قابل اغماض منطقه خاور میانه است.
اما نتایج جنگی که شکلی فرسایشی به خود گرفته بود، عملا عکس این را به اثبات رساند. اسرائیل اگر چه قریب به ۴ میلیارد دلار خسارت به زیر ساختهای لبنان و خصوصا جنوب آن وارد ساخته و منجر به شهادت بیش از ۱۰۰۰ نفر و آواردگی بیش از یک میلیون نفر لبنانی شد، اما فاکتور بسیارهنگفتی برای خود و حیثیت اجتماعی و نظامیش، صادر نموده و رقم ۱۱.۵ میلیارد دلار خسارت مالی و اقتصادی را نیز به جمع کل ارقام این فاکتور ضمیمه کرد.
در بعد نظامی، ارتش بت گونه خود را دچار خواری و خفت ساخت و این زبونی در هر سه نیروی زمینی، هوائی و دریائی با تلفات سنگین جانی، انهدام تعداد بالائی از تانکها بالگردها، هواپیماها و نیز غرق دو ناوچه فوق مدرن نیروی دریایی مجهز اسرائیل، نمود داشت.
در بعد اجتماعی با فرار بیش از نیمی از مهاجرین ترسوی اسکان داده شده در مناطق شمالی و حتی فرار و خروج بخشی از آنها از اسرائیل عملا، حل چالشی بزرگ در جذب مهاجر را در پیش روی خود قرار داد. فراموش نشود هر یک از این مهاجرین به همراه خود، تخصص، شغل و سرمایه ای را به این کشور آورده بودند. این موضوع زمانی بیشتر آشکار می شود که دولتهای اسرائیل از آغاز تاسیس آن تا کنون همواره در تلاش برای جذب یهودیان سایر کشورها به این سرزمین بوده اند. شاید به همین دلیل است که از دیرباز این دولت برای هر یک سرباز خود ارزش بسیار زیادی قائل بوده و حتی جنگ لبنان را نیز به بهانه همین حفظ حیثیت و آزاد سازی دو سرباز اسیر شده نیروی زمینی خود صورت داد.
از جمله مسائل دیگر ایجاد شده، می توان به بیکاری قریب به ۱۰۰ هزار نیروی شاغل در بنگاههای اقتصادی این سرزمین اشاره نمود که طبعات اجتماعی خود را تا سالها بعد نیز نشان خواهد داد.
در کنار چالش های اجتماعی و فرهنگی ایجاد شده برای دولت اسرائیل، رقم ۱۱.۵ میلیارد دلار خسارات مالی وارد را نیز باید اضافه نمود. این در حالی است که طبعات عدم رغبت سرمایه گذاری های آینده در این کشور و نیز رکود حتمی صنعت توریسم تا مدتها بعد، حجم خسارات را بیش از این خواهد نمود.
ضعف ماشین جنگی اسرائیل که سر منشا این شکست و عدم پوشش برنامه طرح ریزی شده گردانندگان ارتش آن بوده است، زیان و خسارت شدیدی به صنایع تسلیهاتی اسرائیل که صادرات قابل توجهی به همپیمانان خود داشته اند وارد ساخته است. این هزینه فرصت از دست رفته و خدشه به این بازار بالقوه صادرات، از جمله خساراتی است که نتایج آن نیز تا سالها گریبان برنامه ریزان اقتصادی کابینه های مختلف را خواهد فشرد.
در کنار همه این موارد، عمق جنایات بشری در لبنان، حیثیت بین المللی اسرائیل را نیز دچار خدشه جبران ناپذیری نمود است. در گذشته این دولت با استنداد به برخی عملیات استشهادی نیروهای حزب لله و جنبش مقاوت فلسطین در سرزمینهای اشغالی، همواره در سطح بین المللی مظلوم نمائی نموده و خود را از بزرگترین قربانیان تروریسم معرفی می نمود. امروز شدت جنایات علیه غیر نظامیان لبنان و پوشش خبری آن توسط شبکه ها و سرویسهای خبری به حدی است که امکان این مظلوم نمائی را نیز تا سالها از این رژیم زورگو گرفته است.
نکته جالب توجه دیگر فرسایش و سرخوردگی شدید دولت فعلی و کشمکش های سخت داخلی بین سردمداران اسرائیل است که در شرایط فعلی بیش از هر زمانی حالت ضعف و زبونی دارند. این مسئله به دولت خودگردان فلسطین فرصتی بیشتر برای احقاق خود خود داده و به عقیده این جانب حال که پیری و درماندگی شیر بزرگ نمایان شده است، سلطانی او نیز زیر سئوال رفته و امکان عرض اندام بیشتری مهیا شده است.
آن روی دیگر این جنگ لبنان است. لبنانی که با وجود تحمل خسارات سنگین، به حق خود را برنده این جنگ می داند. این برنده بر شمردن، دلایل متعددی دارد که از جمله آنها می توان به وحدت و یکپارچگی اجتماعی و فرهنگی بین همه اقوام ساکن در لبنان، اجماع همه گروهها و جناههای سیاسی لبنان بر قدرت غیر قابل انکار نیروی شبه نظامی حزب الله، اعتماد به نفس و خود باوری بالاتر در نیروهای حزب االه و تمامی شبه نظامیان اسلامی این کشور اشاره نمود.
از طرفی عمق جنایات علیه غیر نظامیان در لبنان به حدی بود که این جنگ ۳۱ روزه تا سالها نام لبنان و حزب الله را برای همه ملتهای آزاده جهان پر احترام خواهد نمود. به برداشت این جانب، حزب الله امروز کمتر به عنوان یک نیروی تروریست در جهان شناخته می شود. این موضوع زمانی پر رنگ تر جلوه خواهد نمود که سید حسن نصرالله ، پذیرفته است که ۱۵ هزار نیروی ارتش لبنان در کنار نیروی های خواستار صلح سازمان ملل متحد، امنیت جنوب لبنان و حسن انجام مفاد قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنیت را تامین کنند.
این موضوع حتی در تغییر نگرش آمریکائیان که پس از فاجعه ۱۱ سپتامبر، دید منفی نسبت به مسلمانان داشتند تاثیر خواهد گذارد.حداقل نتایج آن این خواهد بود، که اگر بار دیگر اسامه بن لادن و گروهش تصمیم به نمایش قدرتی دیگر در آمریکا گرفتند، افکار عمومی آمریکا یکسره تمامی امت اسلامی را به زیر سئوال نخواهد برد.
هر چه می نگرم و هرچه فکر میکنم، پایان این جنگ، پیروزی بزرگی برای ملت لبنان و سایر مسلمانان بوده است. در این میان با وجود غیر منصفانه بودن برخی بندهای ۱۹ گانه قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنیت، حفظ این وجهه بدست آمده را برای نیروهای حزب االه سخت تر میکند.
اگر چه قطعا سید حسن نصرالله و تصمیم گیران ارشد نیروی شبه نظامی حزب الله به این سادگی زیر بار خلع سلاح نخواهند رفت، اما از این بند قطعنامه که بگذریم، حفظ و ضمانت انجام کار سایر مفاد آن، مسئولیت سنگین تری را به دوش رهبر کاریزمائی چون نصرالله میگذارد. امیدوارم این بار گروه حزب الله با هماهنگی و همکاری با دولت لبنان در بعد دیپلماسی نیز برنگ برنده روزهای پس از جنگ را از آن خود سازد.
در نهایت و با همه تفاسیر و تحلیل های متعدد پیش روی، یک موضوع غیر قابل فراموشی است و آن حقیقت تلخ جنگ است. جنگ، کشتار و خونریزی . پدیده ای زشت و دهشتبار که زائیده تمدن بشری است. گاهی در مروری "بی سرزمین تر از باد " بر تاریخ، تلفات شصت میلیونی جنگ دوم جهانی، برایم عجیب جلوه میکند. متعجبم از اینکه چگومه بشر متمدن در قرن بیستم، چنین رقمی از جنایت ، جنگ و کشتار را رقم زده است. به خود دلگرمی می دهم که آن حوادث در سالهائی به وقوع پیوسته که نه دهکده جهانی ارتباطات ملتها را به هم نزدیک نموده و نه فرهنگ اقوام و ملل جهان در سطح و اندازه امروز، شکاف بین کشورهای توسعه یافته ، جهان سوم و کشورهای در حال رشد را پر نموده است. به خود دلداری میدهم اما....
یاد جنگهای ایران و عراق، خلیج فارس و کویت، بوسنی، کزوو، افغانستان، کشمکشهای سریلانکا، شورشیان متعدد مدعی قدرت در آفریقا و تاسف بار تر از همه ۱۱ سپتامبر، مرا به این نگرانی می برد که آیا ممکن است پیش بینی نوستر اداموس پیشگوی انگلیسی که جهان را در جنگ جهانگیر سومی دیده بود، روزی تحقق یابد؟ آیا انسان امروز با ابزارها و رسانه هایی چون اینترنت و ارتباطات، دنیای سرعت و فناوری در دسترسی بین کشورها، به جای گفتگوی تمدنها، راه جنگ تمدنها را در پیش خواهد گرفت؟ آیا ممکن است اختلافات مذهبی بین مسلمانان و مسیحیان که پیش بینی نوستر اداموس در آغاز جنگ سوم بوده، تحقق یابد؟
نئو محافظه کاران آمریکا که کوس مسیحیت تعصب گرایانه را به سینه میزنند از یک سو، و تقاریر بسیار اصول گرایانه جماعتی چون طالبان، این نگرانی را بیشتر میکند.
حاکمین آینده جهان چه کسانی هستند؟!! جهانی که دیگر نه رویای پرولتاریا و کومونیسم جهانی میبیند و نه هندوستنان و چین در آن جهان سوم محسوب می شوند.
جهان عجیبی است.... و ما انسانها، انسانهای کوچک و حقیر، گاهی به سر انگشت اشتباهی، تباهی می آفرینیم.
امید پایان جنگ در جهان، خیالی آرمانگرایانه است که حداقل با نظامهای امروزین آن امری کمی دور به نظر می رسد.
اما...
امیدوارم دیگر هیچ جنگی تلافات غیر نظامی در بر نداشته باشد و کوکی آغوش گرم مادر خود را برای پرداخت تسویه حساب بین دو تفکر از دست ندهد. شاید این آرزو با نابودی کامل صهیونیسم و پنجه های اختاپوس گونه آن بر اقتصاد جهانی تحقق یابد.
شاید...
به امید کمی بعید آن روز ...
طی وبگردی هایم به عکس زیر که توسط ایسنا منتشر شده است برخوردم. وارد مسائل اقتصادی و تاسف از این صحنه نمی شوم که فکر می کنم جامعه امروز ما درد آور تر از این صحنه ها نیز دارد. آراستگی این خانم با وجود پشت به تصویر بودن کاملا واضح است و این ارزش جنگ او با زندگی و تسلیم نشدنش را بیشتر میکند.
اما...
همیشه می گویند خانمها هر کاری را با دقت و سلیقه بیشتری نسبت به آقایان انجام می دهند. قوطی "وایت" (شیشه شور) و کهنه شیشه شوری این خانم را با لنگ سراسر چرک آقایان شیشه شور سر چهار راه ها مقایسه کنید!!!
این بار هم خانمها از ما اقایان دقیق تر کار می کنند.
۴ هفته حملات گسترده و مستمر به لبنان نتوانسته اراده مردم این کشور را در هم بشکند به همین دلیل اسراییل برای تضعیف روحیه مردم لبنان به شگرد تازه ای متوسل شده است.اسرائیل این روزها از طریق پیام های کوتاه یا صوتی تلفنی ،شهروندان لبنانی را تهدید می کند.
خبرگزاری ها گزارش می دهند سرویس های اطلاعاتی اسرائیل اقدام به ارسال پیام های صوتی تهدیدآمیز ، بر روی تلفن های همراه و ثابت لبنان کرده اند.
بسیاری از مردم لبنان این پیام ها را از تلفن های ثابت و همراه دریافت کرده اند. شماره فرستنده این پیام چند رقم صفر است.
پیام اسرائیلی ها که به زبان عربی است چنین آغاز می شود «.... آیا باور کردید که ارتش اسرائیل تار عنکبوت نیست .از لبنان بروید ما همه چیز را نابود می کنیم و...»
گفته می شود صدای گوینده این پیام شباهت زیادی به صدای یک مجری برنامه های عربی در یک تلویزیون اسرائیلی دارد.جنبش حزب الله در پاسخ به این اقدام اسرائیلی ها، فرستادن پیام های کوتاه (SMS) برای مشترکان تلفن همراه در اسرائیل را آغاز کرده است.
حزب الله در پیام های کوتاه سعی دارد به اسرائیلی ها بفهماند که دولت آنها قابل اعتماد نیست و حقایق بسیاری را از شهروندان خود پنهان کرده است.
جنگ الکترونیک بین حزب الله واسرائیل سابقه طولانی دارد. پیش از این نیز نیروهای ویژه جنگ الکترونیک حزب الله وارد سیستم های امنیتی رژیم صهیونیستی شده بودند. حزب الله در مراحل مختلف حتی به اطلاعات طبقه بندی شده اسرائیل نیز دسترسی پیدا کرده است.
گفته می شود اسرائیل وحزب الله بارها سایت های اینترنتی یکدیگر را هک کرده اند.
می گویند :
پدر کسی است که در کودکی او را قهرمان خود می دانی
در جوانی او را ابله ترین فرد دنیا می دانی
و
در پیری می فهمی که او عاقل ترین مرد دنیا بوده است.
پدر عزیزم، شاید روزی از دسته دوم بودم ... ولی امروز زیر و زبر دنیا و ناملایماتش، قدر و منزلتت و پشت پا زدن به ظواهر آن، مرا قبل از رسیدن به سن پیری به گروه سوم نزدیک میکند.
وقتی می بینم یک صندلی و یال و کوپال آن چگونه مردانی را تا قعر ترین درجه سقوط تنزل می دهد، بیش از پیش قدر و احترامت برایم آشکارتر می شود.
مدیری دیدمت که تا به امروز الگوئی برایم بودی و فکر می کنم هر چه جلوتر برم، بیش از پیش، قدر آن برایم مسلم گردد.
ولی صد افسوس که ذهنیات و جهانبینی مردی چون تو در این سرزمین کم است و صد افسوس ...
پدرم روزت گرامی باد . امیدوارم سایه ات همواره بر سر خانواده ات مستدام باشد.
شیمون پرز معاون نخست وزیر اسرائیل روز 9 مرداد در شورای روابط خارجی آمریکا که یکی از مهمترین مراکز قدرت آمریکا و از تصمیم گیران استراتژی های کلان جهان است سخنرانی کرد.
جالب این است که در همین روز قطعنامه شورای امنیت مبنی بر الزام ایران بر توقف فعالیتهای غنی سازی، صادر شد و طی آن ایران ملزم به تعلیق یک ماهه این فعالیت ها تا 9 شهریور شد.
شیمون پرز در بخشی از سخنرانیش شروط خاتمه جنگ لبنان را چنین اعلام نمود :
" جنگ لبنان بی سابقه است. چرا که جنگ بین دو ارتش در یک میدان نبرد و زیر پرچم کشورهایشان نیست، بلکه جنگ یک ملت با گروهی از افراد است که در کشورهای مختلف پراکنده اند. به همین سبب نمی توان آنان را به روش معمول شکست داد. در این جاست که مفهوم پیروزی و اینکه این پیروزی باید متضمن چه چیزی باشد نیز، مشکل می شود. با این حال پرز پنج هدف را برشمرد که اگر اسرائیل به آنها دست یابد، می توان آن را نیل به پیروزی تلقی کرد.
اول : حزب الله باید از به مخاطره انداختن جان شهروندان اسرائیل دست بردارد.
دوم : شلیک راکت به اسرائیل باید کاملا متوقف شود.
سوم : زراد خانه های لبنان و سوریه باید تحت کنترل شدید قرار گیرد که تضمین کافی باشد، تا سلاحهای آنها به دست تروریستها نیفتد.
چهارم :حزب الله باید خلع سلاح شود.
پنجم : حزب الله باید دو سرباز اسرائیلی گروگان گرفته شده را، برگرداند"
پرز این پنج مورد را به عنوان گام نخست برای حل درگیری دانست و گفت اینها اهداف کوتاه مدت هستند و مسائل دیگری وجود دارند که در دراز مدت سبب تضعیف ثبات منطقه می شوند، و باید مورد نظر قرار بگیرند.
معاون نخست وزیر اسرائیل در مورد کوشش برای غیر لبنان کردن لبنان سخن گفت. او گفت که لبنان و اسرائیل، تنها دو کشور غیر مسلمان خاورمیانه بودند. لبنان از تنوع مذهبی برخوردار بود و بیشتر جمعیتش را مسیحیان تشکیل می دادند. اما تحت نفوذ ایران، کوششی در جریان بوده که یک لبنان جدید مسلمان ساخته شود. این کوشش جزیی از نقشه تهران است که ایران، منبع قدرت منطقه شود.
وی گفت اگر این طرف برنده شود، فاجعه خواهد بود. چرا که با از بین بردن تمامی پیشرفتهای حاصله در مقوله های دمکراسی و آزادی، منطقه را به قرون وسطی برخواهد گرداند.
به نظر می رسد تنها شروط دوم و پنجم، شرایط دست یافتنی باشند و سایر شروط کمی تخیل به نظر می رسند. از طرفی جناب شیمون پرز ظاهرا حافظه تاریخی ضعیفی دارند و حتی اگر موجودیت مسلمانان و شیعیان را در لبنان نادیده گرفته اند، بد نیست نگاهی به قانون اساسی لبنان بیندازند و ببینند که حتی قدرت سیاسی نیز بین مسیحیان مارونی، دروزی و مسلمانان در غالب حق ریاست جمهوری و نخست وزیری تصریح شده است.
جالب اینجاست که بر اساس این اصل قانون اساسی، نخست وزیر مسلمان سنی خواهد بود. لذا گروههای مسلمان شیعه که حزب الله نماینده سیاسی آنها است در راس هیئت اجرائی حاکمه لبنان جایی ندارد.
باز لطف فرمودند که لبنان را کشوری یهودی به شمار نیاوردند. نکته جالب توجه دیگر اینکه طی چند سال گذشته اسرائیل همواره در تلاش بوده ایران را مدعی قدرت اول خاورمیانه جلوه گر کند تا رفقای با غیرت عربمان در حاشیه خلیج فارس قدری به رگ غیرتشان بر بخورد.
كمتر كسي را مي شناسم كه او را دوست نداشته باشد. فيدل مظهر تمام عيار يك چهره و رهبر كاريزما است. در ميان رهبران مختلف جهان شايد بتوان چند همانند براي او ديد. آيت الله خميني... دالايلاما- لنين و ...
امروز فيدل خسته و رنجور از 47 سال مبارزه - عدم امنيت از شيطنت هاي پياپي آمريكا و ... در بيمارستان است.
برادرش رائول كه از ابتداي مبارزات همراهش بوده و در طول تمام اين سالها به عنوان چهره اي در كنار پرده به انقلاب كوبا خدمت كرده است جاي او را ميگيرد. دكتر فيدل كاسترو تاكيد داشته است كه اين جانشيني موقت بوده و مرتبط به طول درمان پزشكي او بوده و پس از بهبودي دوباره دبيري حزب كمونيست و رياست شوراي عالي دولتي را خود به عهده خواهد گرفت.
فيدل كاسترو در يك خانواده ثروتمند به سال 13 اوت 1926 به دنيا آمد و فارغ التحصيل دكتراي حقوق سياسي است.
او به همراه ارنستو چگوارا - برادر خود رائول و جمعي از چريكهاي همرزمش موفق به شكست حكومت دست نشانده باتيستا شده و يكي از موفق ترين نظامهاي سوسياليستي و كومنيستي جهان را پايه گذاري كرد .
فكر ميكنم تنها كسي است كه فارغ از تفكرات و ايدئولوژي چپ گرايانه اش مورد علاقه احترام و اجماع همه نحله هاي فكري دنياست.
از جمله تنها كمونيستي است كه مورد علاقه بنده است!!!! و خداوند عمری مستدام برایش رقم بزند تا باز هم جلوی قلدری های آمریکا بایستد. براي ديدن عكسهائي از ادوار مختلف زندگي كاسترو رو ادامه مطلب در پائين اين صفحه كليك كنيد.
دکتر علیرضا شاپور شهبازی از بزرگترین هخامنشی شناسان جهان، پس از یک دوره بیماری طولانی به تاریخ ۲۵ تیرماه در آمریکا در گذشت. پیکر این استاد روز 9 مرداد 85، از مقابل مجتمع بیمارستانی و MRI شیراز به گورستان قدیمی بهشت فاطمه در محله قصردشت شیراز و از آنجا به سمت آرامگاه حافظ شیراز تشییع شده و در قطعه مشاهير فارس و در کنار شخصيت هايي چون فريدون توللي، سيد علي مزارعي، به خاک سپرده شد.
کوروش کمالی سروستانی، مدیر سابق بنیاد فارس شناسی، پژوهشگر و مدیر دانشنامه فارس از دوستان بسیار نزدیک دکتر علیرضا شاپور شهبازی بود که به بهانه درگذشت وی و در نمابری به ایسنا منطقه فارس به معرفی این پژوهشگر و استاد سابق دانشگاه پرداخته است.
دکتر علیرضا شاپور شهبازی به سال 1321 در شیراز زاده شد و پس از به پایان رسانیدن دوره دانشگاهی و دریافت دانشنامه لیسانس به عنوان دانشجوی برگزیده به انگلستان اعزام شد واز دانشگاه لندن فوق لیسانس در باستان شناسی آسیای خاوری و دکتری در باستان شناسی هخامنشی گرفت. وی چند سال به عنوان استاد دانشگاه شیراز به تدریس تاریخ و باستان شناسی ایران و یک سال نیز رییس بخش تاریخی موزه ایران باستان بود.
وی در آبان ماه 1353 « بنیاد تحقیقات هخامنشی » در تخت جمشید تأسیس کرد و به پژوهش در مورد هخامنشیان ادامه داد و در این دوران کتاب های فراوان به زبان های فارسی و انگلیسی و فرانسه منتشر کرد. که از آن جمله « شرح مصور تخت جمشید » و « شرح مصور نقش رستم » است.
از شادروان دکتر شاپور شهبازی علاوه بر مقالات فراوان به زبان های فارسی و انگلیسی بیش از پانزده کتاب پیرامون آثار، شخصیت ها و تاریخ و فرهنگ هخامنشیان منتشر شده است که برخی از آنان عبارتند از: « راهنمای مستند تخت جمشید »، « ماد و هخامنشی »، « کوروش بزرگ »، « جهانداری داریوش بزرگ »، « یک شاهزاده هخامنشی »، « پژوهش های هخامنشی»، « راهنمای جامع پاسارگاد »، « نقوش اقوام هخامنشی » و...

ایران یکی از بزرگان پژوهش در تاریخ دیرینش را از دست داده است. ساخته شدن مردانی چون او، هزینه گزاف و زمانی طولانی را میطلبد. "ریچارد فرای"، باستان شناس و شرق شناس مشهور انگلیسی در توصیف او گفته است :
" شهبازي بهترين نويسنده و ماخذ تاريخ هخامنشي نه تنها در ايران، که در دنيا بود "
امیدوارم ضایعه از دست دادن این استاد تمدن شناس قابل جبران باشد. این در حالی است که ریاست محترم سازمان میراث فرهنگی، در مراسم به خاک سپاری این سرمایه ارزشمند حضور نداشته است!
با تشکر از پایگاه پژوهشی آریا بوم که این خبر را از طریق پست الکترونیک به اطلاع علاقمندان تاریخ این سرزمین رساندند.
روانش شاد و در جوار حافظ شیراز قرین رحمت باد
منبع : وبلاگ مسعود ده نمکی